همه روزهای اخیر که جنگ و عوارض آن زندگی مردم ایران را تحت تاثیر قرار داده است در کنار عده ای که از «ضرورت حفظ وحدت» و «جلوگیری از دوقطبی سازی» ها سخن میگویند، جماعتی از فرصت استفاده کرده با بهرهبرداری از تریبونهای موجود که کم هم در اختیارشان قرار نگرفته حسابی در مسیر تندروی هایشان می تازند.
همه روزهای اخیر که جنگ و عوارض آن زندگی مردم ایران را تحت تاثیر قرار داده است در کنار عده ای که از «ضرورت حفظ وحدت» و «جلوگیری از دوقطبی سازی» ها سخن می گویند، جماعتی از فرصت استفاده کرده با بهرهبرداری از تریبون های موجود که کم هم در اختیارشان قرار نگرفته حسابی در مسیر تندروی هایشان می تازند.
صداوسیما را میبینیم که در روزهای پیگیری تیم مذاکره کننده برای برپایی آرامش و رسیدن به توافقی مبتنی بر منافع ملی به اشکال و انحای گوناگون بخش عمده برنامه هایی که باید در اختیار «طیف های رنگین کمانی ملت» باشد و عقلانیت و اخلاق را ترویج دهد را به بیان دیدگاههای تندروانه جریان رادیکال سیاسی اختصاص داده است. همان زمان در یکی از برنامه های خود شعار «مرگ بر سازشگر» را در کنار شعار «مرگ بر وطن فروش خائن» پخش می کند یا آنجا که باید همدلی و وحدت را تقویت کند به یکی از ورزشکاران که اتفاقا در جامعه محبوب و مورداحترام است، توهین می کند.
فلان شخصیت در پادکست خود اعلام می کند: «حکم قرآنی برخورد با روحانی و ظریف اعدام است.» او این حکم را برای رئیس جمهور پیشین و وزیر امور خارجه پیشینی صادر میکند که فارغ از میزان موفقیت عملشان، که به اذعان صاحب نظران در بازه زمانی مشخصی کم هم نبود، باید پذیرفت که با تایید و اجازه حکومت پای میز مذاکره رفتهبودند.
آن یکی تریبون دار از فرصت تجمعات خیابانی استفاده می کند و وزیر امور خارجه و رئیس تیم مذاکرهکننده را مورد خطاب قرار میدهد و با جملات آتشین از آنها میخواهد ادبیاتشان که هم شان جایگاهشان است را به زبان تند بدل کنند و لحنش به گونه ای است که آنها کندروی می کنند و در این مسیر کمکاری دارند. او خطاب به مذاکره کنندگان گفته است:« شما باید بگویید: «ما با نابودی هیمنه آمریکا، آزادی را برای جهان به ارمغان خواهیم آورد.» اگر زمانی روسای جمهوری آمریکا میگفتند ما ماموریت داریم برای جهان آزادی و دموکراسی بیاوریم، آقای رئیسجمهور! به آن نهجالبلاغهای و قرآنی که خواندی (تو که معلم نهجالبلاغه بودی)، این ادبیات را به کار بگیر. نترس، بگو: «خدا به ما مأموریت داده که جهان را از وجود پلید صهیونیستها پاک کنیم.» از چه میترسی؟ آقای قالیباف درست حرف بزنید. مانند دوران دفاع مقدس سخن نگویید. اکنون دوران دفاع مقدس نیست. آن زمان ما از خودمان دفاع میکردیم، ما اکنون از بشریت دفاع میکنیم و در جهان، آزادی بشریت را با شکست آمریکا به ارمغان خواهیم آورد...رسالت جهانی ماست که جهان را از استکبار آمریکا آزاد کنید. خودمان که آزاد شدیم و دیگر به بند نمیآییم.» در این میانه هم نمایندگان تندرو مجلس هم که برای همه خط و نشان میکشند یکی میخواهد امارات را «به زندگی قبیلهای و شترسواری» برگرداند آن یکی هم تهدید می کند «حاکمان کشورهای عربی را به درک واصل خواهیم کرد.»
از این دست سخنان در این روزهای جنگ کم نبوده است. در مواجهه با این اخبار برخی از چهره های سیاسی با تکیه بر اینکه این جماعت تندرو اندک هستند و کاری از پیش نخواهند برد از این موضوع میگذرند اما تندروهای تریبوندار حتی اگر تعداد اندکی باشند در برهه های حساس که این روزها در یکی از حساسترین آنها قرار داریم از زوایای مختلف خطرناک هستند.
۱
فعالیت تندروهای تریبوندار در ماههای اخیر در سه ساحت قابل توجه است (که در این دوره جنگ ۲مورد اول فعلا محقق شده است)
اول، استفاده از تریبونهایی که در همین حضورهای خیابانی از آن بهره میبرند.
دوم، صدا وسیما و رسانه های دیگری که در اختیار این جریان است.
صدا وسیما که متأسفانه آنچه به جامعه و جهان مخابره میکند چیزی بسیار دورتر از یک رسانه ملی است و نه تنها بازتابدهنده تندرویهاست بلکه ترویجکننده آن نیز به شمار میرود. رسانههایی مثل کیهان هم که اغلب توپخانه ای هستند که اعتدال و منطق را نشانه رفته اند.
سوم، تریبون مجلس و امکانات آن؛ که البته بهارستاننشینان طی این ماهها جلسه ای برگزار نکردند و اگرچه میتوان گفت در این روزها امکانی برای بهره برداری این جریان از جایگاه پارلمان فراهم نبود اما در رسانه های کشور این نمایندگان به عنوان یک مسئول رسمی کم اظهارنظر تند نداشتند.
۲
با نگاه به موارد مطرح شده باید به نحوه اثرگذاری این تریبونداران هم گریزی زد. معمولا آنها دگم اندیشان سیاسی هستند که در پی بازی با احساسات مردم به دنبال ایجاد توقعاتی در جامعه میروند که سرفرصت بتوانند از آن به عنوان اهرم فشاری بر فعالیت تصمیم گیران و مسئولان بهره ببرند و در این مسیر از ناامید کردن مردم از دست اندرکاران و تحمیل هزینه بر کشور و حتی آسیب به منافع ملی هم بیمی ندارند.
یکی دیگر از رویه های تندروها آن است که به گونه ای برای تحقق خواست جریان سیاسی و به کرسی نشاندن اهداف خود هزینه تصمیم گیری های به دور از شعار زدگی و منطبق با واقعیت و واقع بینی را بالا میبرند، که میتواند مسئولان را برای اتخاذ تصمیمات بزرگ، اصلاح و تغییر در هر حوزهای با تردید مواجه و حتی پای آنها را سست کنند.
حالا هم این جماعت با توجه به شرایط حساس و اضطراب جمعی که وجود دارد، یعنی همین فضای پسا جنگی که با آن مواجهیم و جامعه به نوعی با تعلیق و انتظار روبرو است میخواهد روان جمعی را تغییر دهد. چون مخالف مذاکره و توافق هستند به شدت تعریف ایده آل گرایانه از توافق و مذاکره را به مردم تلقین میکنند.
با همین اوصاف، هرگونه عملکرد تیم مذاکرهکننده و وزیر امور خارجه را کندروی، فاصله گرفتن از آرمانهای انقلاب و حتی کم کاری نشان میدهند. بماند که در این بین فرصت مضاعفی برای عقده گشایی سیاسی در قبال جریان های مخالفشان و چهره های سیاسی آنها نیز برای جریان رادیکال موجود فراهم شده است.
این اظهار نظرهای رادیکال با گذشت زمان علاوه بر دو قطبیسازی و ایجاد نفرت میتواند جرقه خشونت ورزی را بزند که باید با توجه به ناتوانی نهادهای مدنی در ایران در قبال آن، بسیار هشیار عمل شود. چنانچه در پی تهدید شدن محمدجواد ظریف توسط یکی از مداحان اگر داستان ادامه پیدا می کرد دروازه ای برای ظهور چنین خشونت هایی باز میشد که بستن آن سختی و هزینه بسیاری را به بار می آورد.
۳
پایان سخن، با وجود همه آسیب هایی که تندروی ها به فضای سیاسی و اجتماعی ما وارد کرده است و احتمالا فرصت آسیب رسانی بیشتر را هم خواهد داشت، با امید به فراهم آمدن بستری برای آزادی بیان و در راستای تحقق توسعه سیاسی، قطعا با بیان هر چند موجز اثرگذاری تندروها در فضای سیاسی کشور به دنبال آن نیستیم که مانع از اظهارنظر این جریان شویم و ما بر خلاف آنها نمیگوییم «دهان کسی یا کسانی را گل بگیرند (برگرفته از پادکست «تلنگر» غلامرضا قاسمیان)» بلکه عکس آن را خواهان هستیم؛ دادن فرصت برابر به جریانها و نگاههای مختلف برای خنثیسازی آثار تندرویها.
میدانیم که متأسفانه نهادهای مدنی ما ضعیف هستند و احزاب و تشکل های مردمی ما طی همه این سالها فرصت نقش آفرینی مؤثر و بالطبع بروز برابر با این جریان را هم نداشتند و فرهنگ سیاسی چند پاره در کشور به اثر گذاری بیشتر جریانهای ایدئولوژیک سیاسی منجر شده است.
با همه این دانسته ها، در همین برهه حساس کنونی اگر صدا و سیما از پخش پر تکرار برنامه اقلیت تندرو و کارشناسان این جریان به سمت حضور کارشناسان از طیف های مختلف روی آورد و امکان ابراز نظر آزادانه را به آنها دهد یا اگر همان اندازه که به افرادی مانند علیرضا پناهیان و قاسمیان فرصت اظهارنظر در حوزه دیپلماسی داده میشود به افرادی مانند محسن امین زاده، محمدجواد ظریف و حتی کارشناسان سیاست خارجی غیرهمسو با جریان رادیکال فرصت سخن داده میشد، احتمالا این حجم از نگرانی نسبت به سخنان و نقشآفرینی تندروها در این دوران شکل نمی گرفت.
*جماران