پرتال امام خمینی (س) ـ اصغر میرشکاری: حضرت امام خمینی(س) درتاریخ سوم آبان 1358 در مطلع اولین پیام خود به مسلمین و حجاج بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با تأکید بر اسوه بودن وجود مقدس پیامبر اکرم (ص) چنین آورده اند:
« لکُمْ فى رَسُولِ اللَّهِ اسوَةٌ حَسَنَةٌ [سوره احزاب، آیه 21:« براى شما رسول خدا مقتداى پسندیدهاى است»] /صلوات و سلام خداوند بر رسول خدا پیامبر عظیم الشأن که یک تنه قیام فرمود در مقابل بت پرستان و مستکبرین، و پرچم توحید را به نفع مستضعفین به اهتزاز درآورد، و از قِلت عُدّه و عدد نهراسید، و با عِده قلیل بدون سازوبرگ جنگى کافى و با نیروى ایمان و قوتِ تصمیم بر سرکشان و ستمکاران تاخت، و نداى توحید را در کمتر از نیم قرن بر بزرگترین معموره جهان به گوش جهانیان رساند.» ( صحیفه امام، ج10، ص: 338)
این سخن که به طریقی بیانگر راه و رسم بعدی از ابعاد مسأله نبوت آن بزرگوار است، حقیقتا می تواند سر مشق مناسبی برای پویندگان این راه و رهروان این طریق باشد که یکی از اهداف بلند آن پرورش انسان مهذب و الهی است تا جامعه ایده آل شکل بگیرد و راه و رسم بندگی به درستی سامان یابد. اما در امر انسان سازی و تعلیم و تربیت الگو و اسوه امری پذیرفتنی و همه کس فهم و منطبق بر ذوق و سلیقه و نیاز فطری آدمی است و در این راه چه در سلوک فردی و چه در مشی و مرام اجتماعی یقینا کسی را که شایستگی کامل برای این امر داشته باشد، به جز رسول گرامی اسلام نمی توان سراغ کرد. او که در بندگی به عالیترین مراتب که از اعلى مراتب کمال و ارفع مقامات انسانیّت است، راه یافته و به مقام مسند نشینی سدرة المنتهی بار یافته و به وادی قاب قوسین او ادنی قدم نهاده و ابیتُ عِنْدَ رَبّى یُطْعِمُنى وَ یَسْقینى فرماید و دیگر اولیاى کمّل به تبعیت از او در وادی بندگی مطلق پای نهاده اند. و چنین است که عارف واصل خمینی بزرگ فرماید:
« باید دانست که عبودیّت مطلقه از اعلى مراتب کمال و ارفع مقامات انسانیّت است که جز اکمل خلق اللَّه محمّد صلّى اللَّه علیه و آله بالاصالة و دیگر اولیاى کمّل بالتّبعیّة کسى دیگر را از آن نصیبى نیست، و دیگران را پاى عبودیّت لنگ است و عبادت و عبودیّت آنها معلّل است. و جز با قدم عبودیّت نتوان به معراج حقیقى مطلق رسید؛ و لهذا در آیه شریفه فرماید: سُبحانَ الّذى اسْرى بِعَبْدِهِ. قدم عبودیّت و جذبه ربوبیّت سیر داد آن ذات مقدّس را به معراج قرب و وصول. و در «تشهّد» نماز که رجوع از فناى مطلق است، که در سجده حاصل شده، باز توجّه به عبودیّت قبل از توجّه به رسالت است. و ممکن است اشاره به آن باشد که مقام رسالت نیز در نتیجه جوهره عبودیّت است.» (آداب الصلاة، ص:10)
و یا اینکه در باره جایگاه آن بزرگ، چنین می خوانیم که :
« سرحلقه اهل معرفت و خلاصه اصحاب محبّت و حقیقت ابیتُ عِنْدَ رَبّى یُطْعِمُنى وَ یَسْقینى فرماید. خدایا، این چه بیتوته است که در دار الخلوتِ انسْ محمّد (ص) را با تو بوده؟ و این چه طعام و شراب است که با دست خود این موجود شریف را چشاندى و از همه عوالم وارهاندى؟ آن سرور را رسد که فرماید: لى مَعَ اللَّه وَقْتٌ لا یَسَعُهُ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لا نَبىٌّ مُرْسَل. آیا این وقت از اوقات عالم دنیا و آخرت است؟ یا وقت خلوتگاه «قاب قوسین» و طرح الکونین است؟ چهل روز موسى کلیم صوم موسوى گرفت و به میقات حق نایل شد و خدا فرمود: تَمَّ میقاتُ رَبِّهِ اربَعینَ لَیْلَةً. با این وصف به میقات محمّدى نرسد و با وقت احمدى تناسب پیدا نکند. به موسى علیه السلام در میعادگاه فَاخْلَعْ نَعْلَیْک خطاب رسید، و آن را به «محبت اهل» تفسیر کردند، و به رسول ختمى امر به حبّ على شد. در قلب از این سرّ جذوه اى است که دم از او نزنم؛ تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل». ( آداب الصلاة ، ص:110)
حضرت رسول با این همه شأن و اعتبار در درگاه الهی، در زمینه هدایت و تربیت انسانها با ابزار و روش رحمت و رأفت و مدارا و مودت که بزرگترین ابزار این راه است به سراغ آدمیان می رود و چنان دلسوزانه به این امر مبادرت می ورزد که " خداى تعالى او را تسلیت دهد، و دل لطیف او را نگهدارى کند که مبادا از شدت همّ و حزن به حال این جاهلان بدبخت، دل آن بزرگوار پاره شود، و قالب تهى کند". و این البته از آن رو است که:
« با هیچ چیز مثل بسط رحمت و رأفت و طرح دوستى و مودّت نمى توان دل مردم را به دست آورد، و آنها را از سرکشى و طغیان بازداشت. و لهذا، انبیاء عظام مظاهر رحمت حق- جلّ و علا- هستند، چنانچه خداى تعالى معرفى رسول اکرم- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- را فرموده در آخر سوره توبه- که خود سوره غضب است- به این نحو: لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌعَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ. ودر شدت شفقت و رأفت آن بزرگوار بر همه عائله بشرى بس است آیه شریفه اول سوره شعراء که فرماید: لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ. و در اوائل سوره کهف که فرماید: فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً. سبحان اللّه! تأسف به حال کفّار و جاحدین حق و علاقه مندى به سعادت بندگان خدا کار را چقدر به رسول خدا- صلّى اللَّه علیه و آله- تنگ نموده که خداى تعالى او را تسلیت دهد، و دل لطیف او را نگهدارى کند که مبادا از شدت همّ و حزن به حال این جاهلان بدبخت، دل آن بزرگوار پاره شود، و قالب تهى کند.»(شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص:234و 235)
و به زعم خمینی کبیر لازمه این امر بزرگ، داشتن خلق عظیم است که:
«خداى تعالى پیغمبر بزرگ خود را ستایش مى فرماید که "تو بر خُلق بزرگ هستى" ، البته براى چنین مقصد بزرگ، خُلق بزرگ لازم است که قوّه مقاومت با تمام ناملایمات را داشته باشد، و با هیچ چیز از میدان ارشاد خلق، در نرود. بزرگتر زحمت و سختترین رنج و تعب هادیان راه حق، معاشرت با جاهلان و دعوت بى خردان بوده و هست. و از این جهت، اینها باید متصف به بزرگترین اخلاق حسنه باشند و باید قوّه رفق و مدارا و حسن عشرت، در آنها به طورى باشد که با تمام جهالتِ جاهلان و بى خردان، مقاومت کنند. زودرنجى و کدورت و أمراض عصبى ، به کلّى با این شغل شریف منافى است. شدّت و عنف و عجله، مخالفِ وظیفه هادیان الى اللَّه است، چنانچه در روایات شریفه اشاره به این معنى بسیار است.» ( شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص :316 و 317)
و این یک امر مسلم است که برای مدعیان دعوت به اسلام و خدمت برای اسلام و ادعا کنندگان پیروی از پیامبر بزرگ اسلام نه در قول صرف که در قول و عمل این خلق خوش و عظیم عمده ترین ابزار و محکمترین دستاویز است که با منیت ها و خود را حق مطلق پنداشتن و از موضع خود بزرگ بینی با دیگران برخورد کردن سازگاری ندارد، چه این یک دروغ بزرگ است و خلاف راه و روش و وجه متواضعانه رفتار رسول گرامی اسلام و رهروان راستین آن حضرت می باشد. همانگونه که " زودرنجى و کدورت و أمراض عصبى[هم] ، به کلّى با این شغل شریف منافى است و شدّت و عنف و عجله، مخالفِ وظیفه هادیان الى اللَّه است" و به بیراهه رفتن. کلام را با سفارش درس آموز دیگری از امام خمینی ادامه می دهیم که:
«این از مهمات امور است که من در هر قشرى که آمده اند اینجا، این سفارش را کرده ام و مى دانم که خود شماها متوجه هستید، لکن باز تذکر لازم است. ... همان طورى که شیوه ائمه ما و اولیاى خدا و انبیاى خدا بوده است که خودشان را خدمتگزار مردم مى دیدند و با حسن معاشرت و با رفتار انسانى، با رفتار الهى رفتار مى کردند و کارهایى را که باید انجام بدهند، با همین حسن رفتار انجام مى دهند و شما هم بندگان همان خدا و امت همان پیغمبر و شیعه همان امیر المؤمنین هستید و شیوه هاى شما باید به همان طور باشد.» (صحیفه امام، ج17، ص:78و 79)
اکنون و در انتهای مطلب ضمن عرض تسلیت سالروز ارتحال نبی مکرم اسلام (ص) و سال زورشهادت فرزندان و جانشینان بر حقش حضرت امام حسن مجتبی(ع) و حضرت امام رضا (ع)، به جا است که خود را و اخلاق اجتماعی خود را در معرض مقایسه با رفتار این حضرات در برخوردهای با دیگران قرار دهیم و فلز وجود خود را با این معیار ها عیار سنجی کنیم تا خدای ناکرده به بیراهه نرویم. والسلام.
.انتهای پیام /*
کلیدواژگان
امام خمینی
نبی مکرم اسلام(ص)
رسول الله
رسول خدا