رفتار دونالد ترامپ با رسانههای منتقد، از حمله لفظی و تحقیر خبرنگاران تا محدودکردن دسترسی برخی رسانهها به کاخ سفید، بار دیگر بحث درباره مرز میان اختلاف سیاسی و فشار بر رسانهها در آمریکا را به موضوعی جدی تبدیل کرده است.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، این رفتار در نمونههای مختلفی از درگیری ترامپ با رسانهها دیده شده است؛ از اختلاف با خبرگزاری آسوشیتدپرس بر سر استفاده از عنوان «خلیج مکزیک» تا حمله مستقیم به خبرنگاران نیویورکتایمز و در نهایت جلوگیری از ورود خبرنگاران چند رسانه به کاخ سفید.
از «خلیج مکزیک» تا محرومیت آسوشیتدپرس
یکی از نمونههای مهم برخورد دولت ترامپ با رسانههای منتقد، درگیری با خبرگزاری آسوشیتدپرس بر سر نام «خلیج مکزیک» بود.
پس از آنکه ترامپ در سال ۲۰۲۵ دستور استفاده از عنوان «خلیج آمریکا» را صادر کرد، آسوشیتدپرس اعلام کرد که در گزارشهای خود همچنان از عنوان «خلیج مکزیک» استفاده خواهد کرد و در عین حال موضع دولت آمریکا درباره تغییر نام را نیز توضیح خواهد داد.
ترامپ در واکنش اعلام کرد دسترسی این خبرگزاری به برخی رویدادهای کاخ سفید و نشستهای خبری تا زمانی که سیاست تحریریه خود را تغییر ندهد، محدود خواهد ماند. او صراحتاً این محدودیت را به تصمیم آسوشیتدپرس درباره نحوه نامگذاری این پهنه آبی مرتبط کرد.
کاخ سفید حتی یک خبرنگار آسوشیتدپرس را از حضور در مراسمی در دفتر بیضیشکل منع کرد؛ اقدامی که خبرگزاری آن را مجازاتی به دلیل سیاست مستقل تحریریه خود دانست.
این اختلاف به دادگاه نیز کشیده شد و به یک مناقشه حقوقی درباره حدود اختیار دولت در تعیین دسترسی رسانهها به برنامههای رسمی تبدیل شد.
در واقع، مسئله فقط بر سر نام یک پهنه آبی نبود؛ موضوع اصلی این پرسش بود که آیا دولت میتواند به دلیل نپذیرفتن ادبیات مورد نظر رئیسجمهور، دسترسی یک رسانه به برنامههای رسمی دولت را محدود کند یا خیر.
نیویورکتایمز؛ وقتی گزارش خبری به حمله شخصی ختم میشود
نیویورکتایمز نیز طی سالهای اخیر بارها هدف حملات ترامپ قرار گرفته است. یکی از نمونههای اخیر، درگیری او با «مگی هابرمن»، خبرنگار کاخ سفید این روزنامه بود.
در اواخر اوت ۲۰۲۶، ترامپ در واکنش به گزارشهای هابرمن، او را با تعابیری تحقیرآمیز خطاب کرد و گزارش او را نادرست خواند. در این حملات، علاوه بر محتوای گزارش، شخص خبرنگار نیز هدف قرار گرفت.
ترامپ در شبکه اجتماعی خود از تعابیری مانند «خبرنگار جعلی»، «کلاهبردار» و «دروغگو» درباره هابرمن استفاده کرد و حتی درباره ظاهر او نیز اظهارنظر کرد.
این نوع واکنش با انتقادهایی درباره نحوه برخورد رئیسجمهور با خبرنگاران روبهرو شد؛ زیرا میان رد یک گزارش با ارائه استدلال و حمله شخصی به خبرنگار تفاوت وجود دارد.
فهرست توهینها؛ از «خبرنگار جعلی» تا «دروغگو»
بخشی از رفتار ترامپ با رسانههای منتقد، نه در قالب تصمیم اداری بلکه در شبکههای اجتماعی دیده میشود.
او در موارد مختلف، خبرنگاران و رسانههایی را که از عملکردش انتقاد کردهاند با تعابیری مانند «خبرنگار جعلی»، «اخبار جعلی»، «دروغگو» و «کلاهبردار» مورد حمله قرار داده است.
در ماجرای اخیر مگی هابرمن نیز حمله فقط متوجه گزارش نبود و شخص خبرنگار هدف قرار گرفت. این موضوع اهمیت دارد، زیرا خبرنگار در ساختار رسانهای نقش واسطه میان قدرت و افکار عمومی را ایفا میکند و حمله شخصی به او میتواند فضای فعالیت حرفهای روزنامهنگاران را تحت تأثیر قرار دهد.
به بیان ساده، اختلاف بر سر یک گزارش یک موضوع است و تلاش برای بیاعتبارکردن شخص خبرنگار موضوعی دیگر؛ هر دو البته در چارچوب منازعه گستردهتر میان ترامپ و بخشی از رسانههای آمریکا رخ دادهاند.
از «اخبار جعلی» تا بستن درب کاخ سفید
جدیدترین نمونه اما از سطح توهین و حمله لفظی فراتر رفت.
ترامپ در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد دسترسی سه رسانه بزرگ، یعنی «سیانان»، «اماسناو» و «پولیتیکو»، به کاخ سفید ممنوع خواهد شد.
ترامپ علت این تصمیم را سابقه پوشش خبری این رسانهها و آنچه خودش «اخبار جعلی» مینامد، عنوان کرد.
اما اتفاق مهمتر روز بعد رخ داد.
در ۱۹ سپتامبر، خبرنگاران این سه رسانه هنگام مراجعه به کاخ سفید از ورود منع شدند. گزارشها حاکی از آن بود که کارتهای خبرنگاری برخی از آنان نیز غیرفعال شده است.
بنابراین این بار ماجرا فقط یک پست در شبکه اجتماعی یا یک حمله لفظی نبود؛ تصمیم اعلامشده به اقدامی اجرایی تبدیل شد و خبرنگاران رسانههای مذکور در عمل نتوانستند وارد کاخ سفید شوند.
چرا دسترسی به کاخ سفید اهمیت دارد؟
محدودشدن ورود چند خبرنگار به یک ساختمان ممکن است در نگاه اول مسئلهای اداری به نظر برسد؛ اما در ساختار رسانهای آمریکا، دسترسی به کاخ سفید اهمیت ویژهای دارد.
خبرنگاران مستقر در کاخ سفید امکان حضور در نشستهای خبری، پوشش رویدادهای ریاستجمهوری و پرسش مستقیم از رئیسجمهور و مقامهای دولت را دارند.
در نتیجه، حذف یک رسانه از این چرخه میتواند توانایی آن برای پوشش مستقیم عملکرد دولت را کاهش دهد.
همین موضوع در پرونده آسوشیتدپرس نیز مطرح بود. در آن پرونده، اختلاف میان دولت و رسانه فقط درباره یک اصطلاح نبود؛ مسئله این بود که آیا دولت میتواند به دلیل سیاست تحریریه یک رسانه، دسترسی خبرنگاران آن را محدود کند یا خیر.
آزادی مطبوعات؛ ادعا در برابر آزمون قدرت
آزادی بیان و آزادی مطبوعات از اصول مهم نظام حقوقی آمریکا و بهویژه متمم اول قانون اساسی این کشور است. اما وجود یک اصل حقوقی به معنای نبود اختلاف بر سر نحوه اجرای آن نیست.
دولت ترامپ میتواند استدلال کند که کاخ سفید برای فضاهای محدود، رویدادهای کوچک و برنامههای خاص، اختیار تنظیم دسترسی خبرنگاران را دارد. از سوی دیگر، منتقدان میگویند اگر معیار محرومیت یک رسانه، محتوای گزارشهای آن باشد، این اختیار میتواند به ابزاری برای فشار بر رسانههای منتقد تبدیل شود.
در نتیجه، اختلاف اصلی فقط این نیست که ترامپ از کدام رسانه خوشش میآید یا از کدام رسانه ناراضی است؛ مسئله مهمتر این است که آیا نارضایتی رئیسجمهور از محتوای یک رسانه میتواند به محدودیت دسترسی همان رسانه به مرکز قدرت منجر شود یا خیر.
از تحقیر خبرنگار تا محدودیت رسانه؛ یک زنجیره قابل تأمل
در رفتار ترامپ با رسانهها، توهین به خبرنگار و محدودکردن رسانه را نمیتوان در همه موارد یکسان دانست؛ اما در برخی نمونههای اخیر، این دو سطح از تقابل در کنار یکدیگر دیده میشوند.
در مرحله نخست، خبرنگار یا رسانهای که گزارشی برخلاف روایت مطلوب رئیسجمهور منتشر کرده، هدف حمله لفظی قرار میگیرد. در مرحله بعد، اعتبار رسانه با عباراتی مانند «اخبار جعلی» زیر سؤال میرود و در مواردی مانند آسوشیتدپرس یا سه رسانه اخیر، اختلاف به موضوع دسترسی به برنامههای رسمی دولت کشیده میشود.
این روند البته به خودی خود ثابت نمیکند که هر حمله لفظی مستقیماً با هدف محدودکردن رسانه انجام شده است؛ اما هنگامی که حمله به رسانه با تصمیم اجرایی درباره دسترسی آن همراه میشود، مرز میان «پاسخ سیاسی به یک گزارش» و «اعمال فشار از طریق قدرت دولتی» به مسئلهای جدی تبدیل میشود.