داریوش یکم هخامنشی دریانوردان باتجربه فنیقیهای را از لبنان به بحرین انتقال میدهد و بحرین به یک پادگان دریایی دوره هخامنشی برای تأمین امنیت خلیج فارس در سواحل جنوبی تبدیل میشود.
عصر ایران؛ تنگه هرمز نام معتبر و مشروعی است که نشان از اهمیت اعتقادی و ملی مردم ایران به این آبراهه مهم تاریخی دارد. اساساً چهار گوشه این سرزمین با اسناد تاریخی و معتبری مهر و موم شده است که کافی است تنها این نامها را در بستر تاریخی خود بازشناسی کنیم تا به مفهوم جغرافیای تمدنی این سرزمین پی ببریم.
مثلاً شوش در خوزستان که بنیان نام آن از خدای بزرگ ایلامی «اینشوشیناک» برگرفته شده است و اعتبار این نام به هزاره سوم پیش از میلاد، یعنی پنج هزار سال پیش، بازمیگردد. یا نام شهر یزد که به نام ایزد، یعنی خدای بزرگ ایرانیان در ایران باستان، همچنان تداوم حیات دارد.
نام هرمز برگرفته از نام اهورامزدا است. به ویژه این نام، دروازه شمالی شهر گور فیروزآباد، پایتخت دوره ساسانی، بوده است و کلمه هرمز نام مقدسی بوده که پیشنام تمام نامهای دوره ساسانی است، مثل هرمز بهرام و... یا مثل کلمه سن یا سنت به معنی مقدس، پیشنام نامهای مهم و معتبر در دنیای مسیحیت است، مثل نام کلیسای سنت استفانو در جلفا در آذربایجان که آذر هم در آنجا همان نام آتش مقدس دوره ساسانی و پیشنام مقدس روحانیون ساسانی است، مثل آذر فرنبغ یا آذر گُشسب در تخت سلیمان در تکاب.
نام هرمز و استان هرمزگان نامهای مقدسی از دین و اعتقادات مردم ایران در دوره ساسانی است که بر تنگه هرمز جاودانه باقی مانده است. آنچه داریوش هخامنشی در دعای مقدس خود در تخت جمشید میفرماید: «خدای بزرگ است اهورامزدا که این سرزمین را آفرید، شادی را برای مردم آفرید و.....». بنابراین، نام تنگه هرمز از اهورامزدا، یعنی خدای بزرگ ایرانیان در دوره باستان، بهجای مانده است و نام مقدسی است که برای مردم ایران همواره مورد احترام و تکریم بوده است.
در مورد مدیریت تنگه هرمز و خلیج فارس هم اسناد کافی تاریخی و مدارک باستانشناسی وجود دارد که نشان میدهد مدیریت جامع خلیج فارس در دوره هخامنشی شکل گرفته است و در دوره ساسانیان هم همین سیستم مدیریتی هخامنشی احیا و نهادینه شد.
تمام مدارک باستانشناسی دوره هخامنشی نشان میدهد که در این دوره استانی به نام «استان خلیج فارس» وجود داشته است. مرکز استان خلیج فارس «پردیس هخامنشی برازجان» بوده است که امروز کاخهای هخامنشی در آنجا بهجای مانده است. بنابراین، مدیریت سیاسی ـ اداری خلیج فارس در مرکز هخامنشی برازجان امروزی مستقر بوده است و تمام مبادلات تجاری و اداری حوزه خلیج فارس از این مرکز مدیریت و پشتیبانی میشده است.
از نظر نظامی هم، داریوش یکم هخامنشی دریانوردان باتجربه فنیقیهای را از لبنان به بحرین انتقال میدهد و بحرین به یک پادگان دریایی دوره هخامنشی برای تأمین امنیت خلیج فارس در سواحل جنوبی تبدیل میشود. به این روش، هخامنشیان مدیریت سیاسی، اداری و نظامی خلیج فارس را تأمین میکنند و کشتیرانی و تجارت در آن رونق پیدا میکند. اما برای تبادلات تجاری فراتر از منطقه خلیج فارس و ورود به دریاهای آزاد، یک منطقه مهم و استراتژیک از نظر جغرافیایی به عنوان مرکز اداری و سیاسی هخامنشیان تعیین میشود که این مرکز مهم «مَکا یا مَکران» نام داشته است.
تمام اسناد و مدارک باستانشناسی نشان میدهد که این نام در موقعیت دو سوی تنگه هرمز امروزی تطبیق پیدا میکند که دومین ایالت مهم برای مدیریت تجاری فراسرزمینی ایران بوده است. یعنی هخامنشیان در تنگه هرمز، برای مدیریت سیاسی و اداری و تجارت با جهان، ایالت مکه یا مُکا تأسیس میکنند که طبق اسناد، مدیریت تجارت به طرف اقیانوس هند و شبهجزیره هند، یعنی ایالت هندوش، را در اختیار داشته است.
خلیج فارس، از محدوده تنگه هرمز و دریای مَکران یا مُکران، بخش قلمرویی ایالت چهاردهم هخامنشیان بوده است. در دوره هخامنشی فعال و مسکونی بوده و ایالتی به نام مَکَه به عنوان دهیوه یا ایالت چهاردهم هخامنشی در آنجا وجود داشته که سیستم تجارت دریایی ایران را از سرزمین پارس به طرف هندوش یا هند مدیریت میکرده است.
بخش اصلی این مرکز مدیریتی در استان هرمزگان، عمان و جنوب سیستان و بلوچستان امروزی، در سواحل دریای مکران، بوده است که مدیریت دریایی ایالت چهاردهم در تنگه هرمز قرار داشته است و البته عمان هم در دوره هخامنشی بخشی از همین ایالت چهاردهم هخامنشی محسوب میشده است.
بر اساس الواح باروی تخت جمشید، نقش رستم و کتیبه بیستون، این نام «مَکا، مکه یا مُوکا» نام مقدس و مهمی بوده است که از دوره هخامنشی برای همین منطقه تنگه هرمز به یادگار باقی میماند و دو نام مَکران و مَکه در تاریخ، با کاربرد تجاری، بعدها برای رونق تجارت و اهمیت آن در شرق باستان به عنوان یک برند اقتصادی، تجاری و مرکز مدیریتی بین حوزه خلیج فارس و دریای مدیترانه، کاربرد عام پیدا میکند و با ظهور اسلام، مراکز دیگری همنام، به عاریت از نامهای دوره هخامنشی، در تاریخ با این نام شکل میگیرند.
جابجایی مراکز تجاری با شکلگیری سیستمهای سیاسی و مذهبی، همراه با تأمین امنیت، از دوره هخامنشی به دوره ساسانی، به منطقه فارس، به ویژه شهر گور فیروزآباد، انتقال مییابد که همراه با شکلگیری این مرکز، تمام بنادر ساحل جنوبی و شمالی خلیج فارس مجدداً در بستر اداری آغاز دوره ساسانی، با مرکزیت شهر گور فیروزآباد، مدیریت میشوند.
در میانه دوره ساسانی، بنادر ریشهر و نجیرم و در اواخر دوره ساسانی، مدیریت خلیج فارس به بندر تاریخی سیراف در استان بوشهر منتقل میشود. اما در دوره ساسانی همچنان مدیریت تجارت با شرق دور و تجارت با دریای مدیترانه و آفریقا در تنگه هرمز در دست ایرانیان متمرکز باقی میماند تا جایی که نام هرمز در دوره ساسانی برای این آبراهه به یک نام مقدس و کلیدواژه نام خداوند برای ورود دریایی به سرزمین ایران، یعنی «دروازه مقدس سرزمین ایران»، تبدیل میشود و این نام تا به امروز جاودان باقی میماند و تداوم حیات پیدا میکند.
بنابراین، همنامی نام هرمز به اهورامزدا برمیگردد که ایرانیان برای محدودههای جغرافیایی مهم سرزمین خود این نوع نامهای مقدس را برمیگزیدند که نشان از اهمیت حیاتی این بخشها برای وحدت و انسجام ملی قلمرو سرزمین ایران داشته است.
*استاد باستانشناسی و تاریخ دانشگاه شیراز