سخن درباره جنگی است که از سوی دشمن برنامه ریزی شود و جامعه دینی توان پرداخت هزینه آن را نداشته باشد و دریچه های مذاکره و یا آتش بس را به روی خود ببندد.
یکی از چالشهای بزرگ که بر ظاهر انسان و باطن انسان ، بر باورهای انسان و حتی بر صحت و سلامتی جسمی و روانی و روحی و دینی انسان آسیب وارد میکند تندروی است. تندروی، یعنی ؛ حرکتی که قابل تطبیق با عقلانیت نباشد.
ما مسلمانیم و دعوتِ کتاب آسمانی ما ؛ به "تفقه در دین" است و آن بدین معناست که باید در مورد دین ؛ به "فهم عمیق" نشست.
حتی در جاییکه امکان تفقه در دین برای همه وجود نداشته باشد ، دستور قرآن به افرادِ لایقی که زمینه "تفقه در دین" را دارند این که با فهم عمیق ، عمق دین را بدیگر هم دین نان خود منتقل نمایند ؛ "کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ" (توبه/۱۲۲)
سخن درباره جنگی است که از سوی دشمن برنامه ریزی شود و جامعه دینی توان پرداخت هزینه آن را نداشته باشد و دریچه های مذاکره و یا آتش بس را به روی خود ببندد.
در این بحث ؛ حکم عقل و کارشناسی های درست روشن است ، اما چون در جامعه افراد کاسبی هستند که نان شان در جنگ است و برای جنگ تئوری پردازی دینی می کنند ، ما از منظر دین به بررسی کوتاه و ساده می پردازیم.
در آیه ۲۹ سوره نساء میفرماید : "لاتقتلوا انفسکم" خودتان را نکشید . طبق روایتی که شیخ طوسی در تفسیر "تبیان" (ج۳ص۱۸۱) آورده ، امام صادق (علیه السلام) بیان زیبایی در ذیل این آیه قرآن دارشته و میفرماید: "لاتقتلوا انفسکم ، یعنی خودتان در معرض جنگی قرار ندهید که توانِ آن را ندارید ؛ "لا تخاطروا نفوسکم فی القتال فتقتاتلون من لا تطیقون".
نکته اینجاست که ما به "حکم صریح فقه و تفقه دینی" حق نداریم خود را در مخاطرهای به نام جنگ و کشته شدن قرار دهیم . و در مواجهه با هر نوع جهاد محوریتِ "طاقتِ ادامه ونیز ماندن و بقاء" باید بررسی و تایید شود.
بر این اساس ؛ فرایند اموری که انسان درباره آنها تصمیم میگیرد اگر مبتنی بر تصمیماتِ بدون توجه به هزینه های احتمالی آن و چالش های آینده آن انجام میشود ، مردود است.
نکته قابل ذکر این است که طاقت در جنگ همیشه طاقت های جسمیِ رزمنده نیست ، بلکه شامل بررسی سقفِ طاقت های اجتماعی و سیاسی و خصوصا اقتصادی هم می شود.
تریدی نیست در جنگ های نابرابر که نفوس را آسیب میزند ، زیر ساخت های به فناء می برد و پشتوانه افکار عمومی را مورد آسیب قرار می دهد شامل "طاقت در جنگ" است.
این آموزه بلندی که امام صادق بر اساس آیه سوره نساء به ما عنایت نمودند که در مواجه با مخالف و معاند از "توان و طاقت" غفلت نکنیم.
متاسفانه ، کسانی که در نگاه و اندیشه و یا در رفتار تندروی میکنند و همیشه میخواهند از چیزی که برای آخرین مرحله است :در مرحله و قدم اول استفاده کنند، خود و جامعه را به تباهی می کشند و متاسفانه به دنبال "دست آویزهای دینی" و توجیه و کلاه شرعی به تباه بردن نفوس و امکانات جامعه هم هستند!!
شگفت آور است؛ در قرآن شعارِ «وَ الصُّلْحُ خَیْرٌ» (نساء / ۳۵) در مورد خانواده یک جمع کوچک است ، مطرح می کند تا کیان این جمع کوچک بماند ، ولی برخی از حساسیت نسبت به بقاء کیان جامعه با رفتارهای تندگرایانه و افراطی بی خیال هستند و به اندیشه و رفتار خود رنگ و لعاب دین می دهند!!
در "توان و طاقت جنگ" بیش از بررسی توانِ کاردها و امکانات و زیر بناهای مهم کشور ، بررسی توانِ دینی جامعه است. در مواجهه با رخدادهای خشونت در جامعه باید متوجه باورهای دینی جامعه هم بود که به باورهای دینی جامعه و انسانها آسیب وارد نشود.
"إِنَّ الَّذینَ فَرَّقُوا دینَهُمْ وَ کانُوا شِیَعاً". ( انعام / ۱۵۹)
سخن از این است؛ کسانی هستند که با رفتارشان باعث "تفرقه در دین" می شوند و دین را جرحه جرحه و قطعه قطعه میکنند دین خدا و باورهای دینی جامعه را از یک حالت درست و یکنواختی تبدیل میکنند به یک مجموعه متشتت و آسیب پذیر.
قرآن در ادامه ؛ صریحا پیامبر و دین او را از افکار این عده متمایز معرفی میکند و می فرماید: "تو هیچگونه رابطهاى با آنها ندارى، سر و کار آنها تنها با خداست!"
بله ، یک وقت انسان در یک مسیر جبری و در مواجه با حملات دشمن بدون هیچ گونه زمینه مذاکره و مصالحه قرار می گیرد، به حکم عقل؛ دفاعِ عاقلانه و محدود به حدود آن وظیفه است .
ما دربحث از "طاقت و توانِ پرداخت هزینه جانی و مالی" ؛ بر اساسِ خطوط دینی ورود کردیم ومطالب بالا را تقدیم داشتیم چون دست آویز مقابله با مذاکره و دوری از جنگ برای افراط گرایان ؛ دین بوده ! اما این موضوع با محورهای فطری گویا است چرا که فطرت آدمی میگوید؛ حق نداریم وارد صحنه ای شویم که طاقت آن را نداریم. چون فطرت ؛ سخن از توحید و بقاء نعمت های خدا دارد ، در نتیجه؛ تباه کردنِ داشته ها و استقبال از هر گونه ایجاد نزاع و سپس پرداخت هزینه با اصولِ فطری سازگار نیست.
*جماران