| سبحان الله این کلمه در رکوع و سجود و «تسبیحات اربعه» نمود بارزی دارد و تکرار آن در نماز از واژه های گذشته بیشتر است. همچنین مستحب است در سجده آخر نماز «ذکر یونسیه» گفته شود، یعنی: «لا إلهَ إلّا أنت سبحانَکَ إنّی کنتُ من الظالمین». و این نشان می دهد که مسئلهی تسبیح خداوند در نماز و یا غیر آن، موضوعیت دارد و اصل مهمی است.
معنى «سبحان الله»، آن است كه: منزّه و مبرّا مى دانم خداوند خود را، چنان منزّه دانستنى كه لايق و سزاوارِ او باشد. پاک و منزّه دانستن خدای متعال از هر گونه عیب و نقص و بدی و هر چیزی که شایسته ذات و صفات او نیست، از اصولی ترین معارف اسلام و قرآن است.
در بیان این تسبیح و تنزیه نسبت به خداوند، هیچ کلمه ای ساده تر و بلیغ تر از «سبحان الله» نیست؛ چنانکه در روایتی امام صادق علیه السلام می فرماید: «ما مِنْ كَلِمَةٍ أَخَفَّ عَلَى اللِّسَانِ مِنْهَا وَ لَا أَبْلَغَ مِنْ سُبْحَانَ الله».(3)
امام علی علیه السلام در تفسیر «سبحان الله» می فرماید: «... هُوَ تَعْظِيمُ جَلَالِ الله عَزَّوَجَلَّ وَ تَنْزِيهُهُ عَمَّا قَالَ فِيهِ كُلُّ مُشْرِكٍ».(4) "سبحان الله" بزرگداشت جلال و شکوه خداوند، و دور دانستن اوست از آنچه مشرکان می گویند.
نکته قابل توجه اینکه این اذکار مبارک، تنها در نماز محصور نمی شوند، بلکه توصیه فراوان شده که نمازگزار بعد از اتمام نماز (به عنوان تعقیبات نماز) نیز تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) بگوید؛ یعنی سی و چهار مرتبه «الله اکبر»، سی و سه مرتبه «الحمد لله» و سی و سه مرتبه «سبحان الله».
امام صادق (علیه السلام) در این رابطه می فرماید: «مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ (علیها السلام) قَبْلَ أَنْ يَثْنِيَ رِجْلَيْهِ مِنْ صَلَاةِ الْفَرِيضَةِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ لْيَبْدَأْ بِالتَّكْبِيرِ».(5) هر كس بعد از هر نماز واجب، خدا را تسبيح كند به تسبيحات حضرت زهرا عليها السّلام، پيش از آنكه پاهايش را از حالت تشهّد بگرداند، (يا از جایش برخيزد) خداوند او را می آمرزد، و باید با «الله اکبر» شروع کند.
همچنین در نمازهای مستحبی به این اذکار توجه ویژه ای شده است. مثلا در نماز مشهور و معروف «جعفر طیار»، ذکر «سبحانالله و الحمدلله و لا إله إلّا الله و اللهاکبر» مجموعاً (در قیام و قعود و رکوع و سجود) سیصد بار تکرار می شود. سرّ این تکرارها شاید این باشد که در نفس انسان بیشتر تأثیر کند، و اگر از یکی غافل بود، با تکرار جبران شود.
اینها همه بیانگر اهمیت و فضیلت اذکار شریفه مزبور هستند و برای انسان مشخص می شود که این اذکار در واقع اصل و اساس نمازند؛ یعنی یاد خدا به کبریایی، و منزه دانستن او از هر عیب و نقص، و حمد و ستایش را مختص او دانستن. گویی سراپای نماز این ذکرها هستند، و اصلاً اقامهی نماز، برای اقرار به این ویژگی ها و ابراز این صفات برای خدای تعالی است.
و به بیان ساده می شود گفت، خداوند از تکبیر و تسبیح و تحمید بنده اش خشنود می شود و دوست دارد بنده اش را در این حال ببیند؛ و چرا چنین نباشد؟ که او شایستهی این ستایش و تکبیر و تقدیس و تسبیح و تنزیه است.
هر کدام از اذکار فوق دریایی از معانی و معارف در دل دارند و درک همه آنها واقعا مشکل است، و از طرفی ذکرِ بی توجه، بی ثمر است، مگر اینکه خود او از روی تسامح، این بضاعت اندک را از بندگان ناتوانش بپذیرد.
1. التوحيد، شیخ صدوق، ص313
2. تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام، ص58
3. الكافي، کلینی، ج3 ص329
4. التوحيد، شیخ صدوق، ص312
5. الکافی، کلینی، ج3 ص342
|