گاردین در گزارش خود مینویسد کارزار بمبارانهای گسترده با هدف تضعیف یا سرنگونی ساختار حاکمیت ایران، آنگونه که از سوی نخستوزیر اسرائیل تشویق و تحریک شد، نتیجهای معکوس برجای گذاشت. ترور مقامات عالیرتبه نهتنها به فروپاشی یا تضعیف حاکمیت منجر نشد، بلکه زمینه را برای تقویت سپاه پاسداران فراهم کرد. این تصور که حکومت در برابر بمبارانها تسلیم خواهد شد، از ابتدا بیش از آنکه یک راهبرد واقعی باشد، نوعی توهم استراتژیک بود.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، روزنامه گاردین در گزارشی تحلیلی با بررسی پیامدهای خروج آمریکا از برجام، تشدید رویکرد نظامی علیه ایران و بازگشت واشنگتن به مسیر مذاکره، نوشت که سیاست فشار حداکثری نهتنها تهران را وادار به عقبنشینی نکرد، بلکه ایالات متحده را دوباره به نقطه صفر مذاکرات هستهای بازگرداند.
تکرار اشتباهات استراتژیک
به نوشته گاردین، خروج یکجانبه واشنگتن از برجام و اتخاذ رویکرد نظامی تهاجمی علیه تهران، آمریکا را به همان نقطهای بازگردانده که توافق هستهای سال ۲۰۱۵ تلاش کرده بود از آن عبور کند.
در حالی که برجام سطح غنیسازی اورانیوم ایران را در محدوده ۳.۶۷ درصد محدود کرده بود، لغو این توافق از سوی دولت ترامپ زمینهای فراهم کرد تا تهران بهتدریج ذخایر و سطح غنیسازی خود را تا آستانه ۶۰ درصد افزایش دهد؛ وضعیتی که اکنون به یکی از مهمترین اهرمهای فشار ایران در برابر واشنگتن تبدیل شده است.
اکنون کاخ سفید، با همراهی میانجیگرانی چون پاکستان و قطر، در حال بررسی پیشنویس یادداشت تفاهمی برای برقراری آتشبس ۶۰ روزه است؛ توافقی مقدماتی که بیش از آنکه نشانه موفقیت سیاست فشار حداکثری باشد، اعترافی آشکار به شکست همان راهبردی است که قرار بود تهران را وادار به عقبنشینی کند.
بر اساس این طرح، مسائل اصلی پرونده هستهای، از جمله محدودسازی غنیسازی و بیاثر کردن ذخایر، عملاً به آینده موکول میشود و شرایط به وضعیت پیش از آغاز درگیریها در فوریه بازمیگردد. به بیان دیگر، واشنگتن پس از عبور از مسیر فشار، تهدید و جنگ، اکنون ناچار شده دوباره برای دستیابی به همان محدودیتهایی تلاش کند که در دوران اوباما در قالب برجام به دست آمده بود.
توهم فروپاشی نظام
گاردین در ادامه گزارش خود مینویسد کارزار بمبارانهای گسترده با هدف تضعیف یا سرنگونی ساختار حاکمیت ایران، آنگونه که از سوی نخستوزیر اسرائیل تشویق و تحریک شد، نتیجهای معکوس برجای گذاشت.
ترور مقامات عالیرتبه نهتنها به فروپاشی یا تضعیف حاکمیت منجر نشد، بلکه زمینه را برای تقویت سپاه پاسداران فراهم کرد. این تصور که حکومت در برابر بمبارانها تسلیم خواهد شد، از ابتدا بیش از آنکه یک راهبرد واقعی باشد، نوعی توهم استراتژیک بود.
واشنگتن در این جنگ بخشی از ظرفیت تسلیحاتی خود را مصرف کرد، در حالی که توان موشکی و پهپادی ایران همچنان بخش مهمی از قدرت بازدارندگی تهران باقی ماند. نتیجه آن شد که نهتنها ایران از میدان خارج نشد، بلکه هزینههای ادامه بحران برای آمریکا و متحدانش افزایش یافت.
از سوی دیگر، تنگه هرمز به یک سلاح واقعی در دست تهران تبدیل شد؛ شاهراهی که حدود یکپنجم انرژی جهان از آن عبور میکند و انسداد یا ناامن شدن آن میتواند قیمت سوخت و هزینههای جهانی انرژی را بهشدت افزایش دهد.
این بحران اقتصادی، همراه با تشدید تورم، میتواند جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر با چالشی جدی روبهرو کند؛ بحرانی که مستقیماً از محاسبات اشتباه کاخ سفید در قبال ایران سرچشمه میگیرد.
اهرمهای فشار تهران
به نوشته گاردین، تهران با درک نیاز فوری واشنگتن به بازگشت جریان عادی نفت و کاهش فشار بازار انرژی، اکنون دست بالاتر را در مذاکرات دارد.
مقامات ایرانی پیش از ورود به هرگونه گفتوگوی جدی درباره پرونده هستهای، خواهان آزادسازی داراییهای بلوکهشده، لغو تحریمها و ایجاد صندوق بازسازی با مشارکت قطر هستند. این خواستهها نشان میدهد تهران مذاکرات را نه صرفاً از زاویه هستهای، بلکه در چارچوبی وسیعتر از بازسازی، امنیت منطقهای و جبران خسارتها دنبال میکند.
افزون بر این، ایران تأکید دارد که هرگونه آتشبس باید شامل توقف عملیات اسرائیل در لبنان نیز باشد؛ منطقهای که حملات تلآویو در آن به آوارگی گسترده غیرنظامیان انجامیده و به یکی از نقاط انفجاری بحران منطقهای تبدیل شده است.
راه خروج از بنبست
گاردین در جمعبندی این گزارش تأکید میکند که برای خروج از این بنبست، ایالات متحده باید از همراهی بیقید و شرط با درگیریهای دائمی اسرائیل فاصله بگیرد و گزینه نظامی را تنها بهعنوان آخرین راهکار و در چارچوب منشور ملل متحد در نظر بگیرد.
واقعیت میدان نشان داده است که حتی ارتشی متکی بر پهپادها، موشکها و مینهای دریایی میتواند هزینههایی سنگین بر اقتصاد جهانی تحمیل کند. از همین رو، راهکار واقعی نه تشدید جنگ، بلکه پذیرش غنیسازی در سطح پایین در برابر بازرسیهای گسترده و قابل راستیآزمایی است؛ حتی اگر چنین مسیری، شکست ادعای «معاملهگری بزرگ» ترامپ را آشکارتر کند.