تاريخ انتشار: 19 ارديبهشت 1405 ساعت 00:38:28
علی ربیعی: جامعه با خطر واگذاری «تمامیت ذهنی» روبه‌روست/ فاطمه مهاجرانی: دانشگاهیان شاخص‌های مشترکی برای هم‌زبانی با حاکمیت تعریف کنند/ هادی خانیکی: رسانه ضعیف‌ترین و هم‌زمان تعیین‌کننده‌ترین میدان است

نشست «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ» با تمرکز بر نسبت میان دانشگاه، رسانه و حاکمیت، از سوی معاونت پژوهشی دانشگاه علامه طباطبائی در فضایی برگزار شد که از همان ابتدا روشن بود هدف آن صرفاً بازخوانی یک بحران نیست، بلکه یافتن راهی برای بازسازی پیوند میان دانش، تصمیم و افکار عمومی است.

نشست «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ» با حضور فاطمه مهاجرانی، علی ربیعی و جمعی از استادان رشته ارتباطات، در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

به گزارش جماران، شجاع احمدوند، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی، در آغاز این نشست با تأکید بر هم‌افزایی دانشگاه و رسانه، سه نقش محوری برای دانشگاهیان در مواجهه با بحران‌های نظامی و امنیتی را برشمرد. او نخست از دانشگاهیان به‌مثابه «مورخان لحظه‌ای» یاد کرد؛ کسانی که باید در شبکه‌های اجتماعی و جمع‌های تخصصی حضور فعال داشته باشند تا رویدادها به‌صورت روشمند ثبت شوند و میدان به شایعه، داده‌های پراکنده و «عقده‌گشایی‌های مجازی» واگذار نشود.

وی سپس بر ضرورت نقد «روایت‌های بیگانه» در جنگ روایت‌ها تأکید کرد و گفت دانشگاه باید بتواند لایه‌های پنهان روایت‌سازی‌های هدفمند، به‌ویژه در ادبیات رسانه‌ای چهره‌هایی چون ترامپ، را برای جامعه روشن کند. سومین کارکردی که او برای دانشگاه برشمرد، نقش «پل ارتباطی با جهان» بود؛ نقشی که به‌زعم او از راه شبکه‌های بین‌المللی استادان می‌تواند واقعیت‌های داخلی را به مخاطبان جهانی منتقل کند و در برابر تصویرسازی‌های هراس‌افکنانه رسانه‌های خارجی، سازوکار راستی‌آزمایی متقابل را فعال سازد.

احمدوند در بخش دیگری از سخنان خود، از ضرورت شکل‌گیری یک «اتاق فکر مشترک» میان دانشگاه، رسانه و نهادهای اجرایی سخن گفت؛ سازوکاری که بتواند در شرایط بحران، میان تحلیل دانشگاهی، سیاست‌گذاری و روایت رسانه‌ای هماهنگی ایجاد کند و مانع از چندصدایی‌های فرساینده و واکنش‌های دیرهنگام شود. او همچنین بر آموزش گسترده سواد رسانه‌ای به دانشجویان تأکید کرد و هشدار داد که در دوره جنگ روایت‌ها، حتی بازنشر ناخواسته یک تصویر یا خبر نادرست می‌تواند به بخشی از عملیات روانی علیه جامعه تبدیل شود. از نگاه او، دانشگاه باید نسل جدیدی از کنشگران آگاه تربیت کند که نه‌تنها مصرف‌کننده خبر، بلکه توانا به تشخیص، راستی‌آزمایی و مدیریت مسئولانه اطلاعات باشند.

وی در ادامه، آموزش «گزارش‌نویسی بین‌المللی» را نیز ضروری دانست و تأکید کرد که ایران برای اثرگذاری بر افکار عمومی جهانی، نیازمند تربیت نیروهایی است که بتوانند روایت‌های داخلی را با زبان حرفه‌ای، مستند و قابل فهم برای رسانه‌ها و مخاطبان جهانی بازنویسی کنند.

او در جمع‌بندی این بخش، با اشاره به پیامدهای روانی جنگ، تصریح کرد که بازسازی روحی و روانی جامعه در دوره پساجنگ، بسا مهمتر از بازسازی ساختمان‌ها و خرابی‌های فیزیکی است؛ زیرا اگر جامعه از درون فرسوده و ناامید شود، بازسازی زیرساخت‌ها به‌تنهایی قادر به احیای سرمایه اجتماعی نخواهد بود.

وجه پیشنهادی سخنان احمدوند آن بود که دانشگاه، اگر در میدان بحران حضور نداشته باشد، دیر یا زود به ناظری خاموش بدل می‌شود؛ اما اگر حاضر باشد، می‌تواند هم ثبت‌کننده تاریخ باشد، هم میانجی فهم آن و هم بخشی از فرآیند ترمیم اجتماعی پس از بحران.

علی اسمعیلی اردکانی، استادیار گروه روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی، با اشاره به تدوین بیش از ۳۰ گزارش سیاستی با مشارکت بیش از ۲۵۰ استاد، پژوهشگر، سیاستمدار و تصمیم‌گیر فعلی و پیشین در یک سال گذشته، ضمن برشمردن مهم‌ترین محورهای مورد توجه در این گزارش‌ها ــ یعنی ابرچالش‌های کشور در حوزه اقتصاد، سیاست خارجی، مهاجرت، سالمندی، روان‌شناسی اجتماعی، تحول نسلی، شکاف طبقاتی و مانند این، تأکید داشت که دانشگاه علامه در این گزارش‌ها کوشش کرده است همه ظرفیت‌های ملی را در کنار چالش‌های موجود ببیند و راهبردها و توصیه‌ها را بر همان مبنا تنظیم کند.

به گفته او، برخی نهادهای کلان سیاست‌گذار و تصمیم‌گیر این توصیه‌ها را به‌خوبی پذیرا بودند و با پیگیری مدیریتی، آنها را به اقدامات سیاستی درست و مؤثری تبدیل کردند؛ اقداماتی که اثرات مثبت آن نیز به دانشگاه گزارش شد. اما واقعیت این است که اغلب توصیه‌ها در محور سیاست خارجی، امنیت ملی و اقتصاد، به‌دلیل متولیان متکثر و پرشمار، مورد توجه قرار نگرفت و با تأسف، بسیاری از چالش‌های گفته شده در توصیه‌های سیاستی دانشگاه در یک سال گذشته به وقوع پیوست یا به‌عنوان پیامد همان تحولات در حال رخ‌دادن است.

اسمعیلی اردکانی در ادامه بر این پرسش تأکید کرد که پس از فراز و فرودهای این مسیر، آمده‌ایم تا این پرسش را با دولت و رسانه در میان بگذاریم که آیا بهتر نیست به‌جای اصرار دانشگاه برای رساندن توصیه‌هایش به دولت، هم‌زمان این توصیه‌ها با ماهیت به‌واقع تراژیک خود از راه رسانه با جامعه نیز به اشتراک گذاشته شود؟ او گفت پاسخ اولیه دانشگاه به این پرسش مثبت بوده، اما این هم‌اندیشی فرصتی است تا پاسخ دیگران نیز شنیده شود. به نظر او، اگر یافته‌های دانشگاه از مسیر رسانه به جامعه مدنی منتقل شود، مردم به‌واسطه آگاهی‌بخشی، توانمندتر می‌شوند و دولت نیز می‌تواند بار دیگر در جایگاه مجری قانون اساسی و سامان‌دهنده نظم عمومی، بازسازی شود؛ و آیا وضعیت، در این صورت، به شکلی مثبت‌تر قابل تنظیم نیست؟

اسمعیلی اردکانی افزود رسانه این قابلیت را دارد که یافته‌های دانشگاه را به زبان عمومی ترجمه کرده و در اختیار جامعه قرار دهد؛ فرآیندی که می‌تواند زمینه رشد اجتماعی و شکل‌گیری یک دولت ـ ملت قوی‌تر را فراهم کند.

به باور او، این مسیر نه‌تنها به احیای امر سیاسی و تقویت ملزومات جامعه مدنی کمک می‌کند، بلکه در نهایت به قوی‌تر شدن دولت مدنی نیز خواهد انجامید.

در نگاه او، اگر این پیوند میان دانش و جامعه برقرار نشود، امید به احیای دولت مدنی به‌تدریج رنگ می‌بازد. پیشنهاد اصلی اسمعیلی اردکانی در این بخش، گذر از چرخه بسته تولید دانش و رسیدن به چرخه عمومی اثرگذاری بود؛ چرخه‌ای که در آن دانشگاه فقط تولیدکننده متن نباشد، بلکه سازنده فهم عمومی از بحران نیز باشد.

به گزارش جماران، هادی خانیکی، استاد علم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، با تحلیل جنگ در چهار میدان «نظامی»، «مردم»، «دیپلماسی» و «رسانه»، بر این نکته انگشت گذاشت که در میان این چهار عرصه، میدان رسانه ضعیف‌ترین و هم‌زمان تعیین‌کننده‌ترین میدان است.

او با اشاره به افزایش اعتماد عمومی به نیروهای مسلح، از ضرورت میانجی‌گری دانشگاه برای رویارویی با «قلدری سایبری» و بازگرداندن عقلانیت به فضای دوقطبی جامعه سخن گفت.

در روایت خانیکی، جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمی‌دهد؛ بلکه در ذهن‌ها، در زبان‌ها و در شیوه‌های فهم واقعیت نیز جریان دارد.

وجه پیشنهادی سخنان او، دفاع از عقلانیت ارتباطی بود؛ این‌که دانشگاه می‌تواند زبان خشونت‌زده و قطبی‌شده را به سوی گفت‌وگو، توازن و فهم متقابل سوق دهد.

محمدمهدی فرقانی، استاد پیشکسوت علم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، نیز با طرح مفهوم «فئودالیسم فناورانه» به وضعیتی اشاره کرد که در آن غول‌های فناوری بر حاکمیت‌های سنتی سایه می‌اندازند و اکوسیستم رسانه‌ای ایران، به‌دلیل ضعف ساختاری، نبود قوانین حمایتی و نظارت‌های شدید، مرجعیت خود را از دست می‌دهد. او تصریح کرد تا زمانی که «تقاضای واقعی» از سوی حاکمیت برای بهره‌گیری از دانش دانشگاهی وجود نداشته باشد، تولیدات دانشگاهی در حاشیه خواهند ماند و به متن تصمیم‌سازی راه پیدا نخواهند کرد.

فرقانی در این میان بر یک نکته کلیدی تأکید کرد: «مسأله فقط تولید محتوا نیست، بلکه بازسازی مرجعیت است؛ مرجعیتی که اگر از دست برود، جامعه ناگزیر به سوی منابع بیرونی و نامطمئن فهم واقعیت رانده می‌شود.» پیشنهاد او روشن این بود که «بدون بازتعریف رابطه قدرت، فناوری و رسانه، هیچ برنامه ارتباطی پایداری شکل نخواهد گرفت.»

علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور، نیز هشدار داد که در کنار خطر تهدید تمامیت ارضی، جامعه با خطر واگذاری «تمامیت ذهنی» نیز روبه‌روست. او با بازخوانی یک استعاره تاریخی، نسبت به دوقطبی‌سازی‌های حذفی هشدار داد و رسانه را نه ابزاری برای پروپاگاندا، بلکه عنصری از قدرت ملی دانست که باید در برابر «از جاکندگی ذهنی» ایرانیان ایستادگی کند. در سخنان او، رسانه بخشی از زیرساخت امنیت ملی معرفی شد؛ نه رسانه‌ای برای تحمیل معنا، بلکه رسانه‌ای برای حفظ انسجام روانی و اجتماعی جامعه. وجه پیشنهادی سخنان ربیعی آن بود که اگر ذهن جامعه از درون فرسوده شود، حتی حفظ مرزهای جغرافیایی نیز به‌تنهایی ضامن پایداری ملی نخواهد بود.

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، از وجود یک «شکاف زبانی» میان دولت و دانشگاه سخن گفت و از دانشگاهیان خواست شاخص‌های مشترکی برای هم‌زبانی با حاکمیت تعریف کنند.

او با اشاره به رویکرد دولت نسبت به بازگشایی اینترنت، از دانشگاه خواست در «ترجمه اجتماعی» دغدغه‌های امنیتی به دولت کمک کند تا زبان سیاست از زبان جامعه دور نماند. در این بخش، نگاه مهاجرانی ناظر بر یک ضرورت کاربردی بود: اینکه سیاست‌گذاری بدون فهم اجتماعی، به تصمیمی ناتمام تبدیل می‌شود.

پیشنهاد محوری او، ایجاد زبان مشترک میان دولت، دانشگاه و جامعه بود؛ زبانی که بتواند هم نگرانی‌های امنیتی را توضیح دهد و هم حساسیت‌های اجتماعی را به رسمیت بشناسد.

محمد رهبری، مشاور وزیر ارتباطات، نیز از دیگر سخنرانان این نشست بود.

وی قطع اینترنت را اقدامی ضد امنیتی توصیف کرد و پیامدهای آن را فراتر از یک مسأله اجتماعی دانست. او سقوط «حاکمیت سایبری» را معادل از دست دادن یک سرمایه ملی خواند و آن را به از دست دادن کنترل بر تنگه هرمز تشبیه کرد.

به باور او، ادامه محدودیت‌ها به رواج ابزارهای موازی مانند استارلینک می‌انجامد و در نهایت، مدیریت فضای ارتباطی را از دست حاکمیت خارج می‌کند.

رهبری همچنین هشدار داد که قطع ارتباطات، صداهای میانه‌رو و عقلانی را خفه می‌کند و در عمل، رادیکالیسم را در هر دو سوی دوقطبی تقویت می‌سازد.

وجه پیشنهادی سخنان او، دفاع از اینترنت نه به‌عنوان یک امتیاز رفاهی، بلکه به‌مثابه بخشی از امنیت ملی و اقتدار حکمرانی بود.

روزبه علمداری، مدیرمسئول سایت جماران، نیز با تأکید بر ضرورت ارائه روایت‌های همه‌جانبه‌نگر از وقایع داخلی و رویدادهای پیشا و پساجنگ، بر همکاری مشترک دانشگاه و رسانه برای ساختن روایت‌های دقیق‌تر و منصفانه‌تر تأکید کرد.

در مجموع، این بخش از نشست نشان داد که مسأله فقط محتوا نیست؛ بلکه کیفیت رابطه، نحوه شنیدن، و امکان واقعی گفت‌وگو نیز در مرکز بحران قرار دارد.

به گزارش جماران، غلامعلی چگنی‌زاده، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی، نیز با تأکید بر ضرورت عبور از اطلاع‌رسانی صرف در دوران پساجنگ، چهار وظیفه اساسی برای رسانه‌ها برشمرد.

نشست «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ» با تمرکز بر نسبت میان دانشگاه، رسانه و حاکمیت، از سوی معاونت پژوهشی دانشگاه علامه طباطبائی در فضایی برگزار شد که از همان ابتدا روشن بود هدف آن صرفاً بازخوانی یک بحران نیست، بلکه یافتن راهی برای بازسازی پیوند میان دانش، تصمیم و افکار عمومی است.

علی ربیعی: جامعه با خطر واگذاری «تمامیت ذهنی» روبه‌روست/ فاطمه مهاجرانی: دانشگاهیان شاخص‌های مشترکی برای هم‌زبانی با حاکمیت تعریف کنند/ هادی خانیکی: رسانه ضعیف‌ترین و هم‌زمان تعیین‌کننده‌ترین میدان است

نشست «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ» با حضور فاطمه مهاجرانی، علی ربیعی و جمعی از استادان رشته ارتباطات، در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

به گزارش جماران، شجاع احمدوند، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی، در آغاز این نشست با تأکید بر هم‌افزایی دانشگاه و رسانه، سه نقش محوری برای دانشگاهیان در مواجهه با بحران‌های نظامی و امنیتی را برشمرد. او نخست از دانشگاهیان به‌مثابه «مورخان لحظه‌ای» یاد کرد؛ کسانی که باید در شبکه‌های اجتماعی و جمع‌های تخصصی حضور فعال داشته باشند تا رویدادها به‌صورت روشمند ثبت شوند و میدان به شایعه، داده‌های پراکنده و «عقده‌گشایی‌های مجازی» واگذار نشود.

وی سپس بر ضرورت نقد «روایت‌های بیگانه» در جنگ روایت‌ها تأکید کرد و گفت دانشگاه باید بتواند لایه‌های پنهان روایت‌سازی‌های هدفمند، به‌ویژه در ادبیات رسانه‌ای چهره‌هایی چون ترامپ، را برای جامعه روشن کند. سومین کارکردی که او برای دانشگاه برشمرد، نقش «پل ارتباطی با جهان» بود؛ نقشی که به‌زعم او از راه شبکه‌های بین‌المللی استادان می‌تواند واقعیت‌های داخلی را به مخاطبان جهانی منتقل کند و در برابر تصویرسازی‌های هراس‌افکنانه رسانه‌های خارجی، سازوکار راستی‌آزمایی متقابل را فعال سازد.

احمدوند در بخش دیگری از سخنان خود، از ضرورت شکل‌گیری یک «اتاق فکر مشترک» میان دانشگاه، رسانه و نهادهای اجرایی سخن گفت؛ سازوکاری که بتواند در شرایط بحران، میان تحلیل دانشگاهی، سیاست‌گذاری و روایت رسانه‌ای هماهنگی ایجاد کند و مانع از چندصدایی‌های فرساینده و واکنش‌های دیرهنگام شود. او همچنین بر آموزش گسترده سواد رسانه‌ای به دانشجویان تأکید کرد و هشدار داد که در دوره جنگ روایت‌ها، حتی بازنشر ناخواسته یک تصویر یا خبر نادرست می‌تواند به بخشی از عملیات روانی علیه جامعه تبدیل شود. از نگاه او، دانشگاه باید نسل جدیدی از کنشگران آگاه تربیت کند که نه‌تنها مصرف‌کننده خبر، بلکه توانا به تشخیص، راستی‌آزمایی و مدیریت مسئولانه اطلاعات باشند.

وی در ادامه، آموزش «گزارش‌نویسی بین‌المللی» را نیز ضروری دانست و تأکید کرد که ایران برای اثرگذاری بر افکار عمومی جهانی، نیازمند تربیت نیروهایی است که بتوانند روایت‌های داخلی را با زبان حرفه‌ای، مستند و قابل فهم برای رسانه‌ها و مخاطبان جهانی بازنویسی کنند.

او در جمع‌بندی این بخش، با اشاره به پیامدهای روانی جنگ، تصریح کرد که بازسازی روحی و روانی جامعه در دوره پساجنگ، بسا مهمتر از بازسازی ساختمان‌ها و خرابی‌های فیزیکی است؛ زیرا اگر جامعه از درون فرسوده و ناامید شود، بازسازی زیرساخت‌ها به‌تنهایی قادر به احیای سرمایه اجتماعی نخواهد بود.

وجه پیشنهادی سخنان احمدوند آن بود که دانشگاه، اگر در میدان بحران حضور نداشته باشد، دیر یا زود به ناظری خاموش بدل می‌شود؛ اما اگر حاضر باشد، می‌تواند هم ثبت‌کننده تاریخ باشد، هم میانجی فهم آن و هم بخشی از فرآیند ترمیم اجتماعی پس از بحران.

علی اسمعیلی اردکانی، استادیار گروه روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی، با اشاره به تدوین بیش از ۳۰ گزارش سیاستی با مشارکت بیش از ۲۵۰ استاد، پژوهشگر، سیاستمدار و تصمیم‌گیر فعلی و پیشین در یک سال گذشته، ضمن برشمردن مهم‌ترین محورهای مورد توجه در این گزارش‌ها ــ یعنی ابرچالش‌های کشور در حوزه اقتصاد، سیاست خارجی، مهاجرت، سالمندی، روان‌شناسی اجتماعی، تحول نسلی، شکاف طبقاتی و مانند این، تأکید داشت که دانشگاه علامه در این گزارش‌ها کوشش کرده است همه ظرفیت‌های ملی را در کنار چالش‌های موجود ببیند و راهبردها و توصیه‌ها را بر همان مبنا تنظیم کند.

به گفته او، برخی نهادهای کلان سیاست‌گذار و تصمیم‌گیر این توصیه‌ها را به‌خوبی پذیرا بودند و با پیگیری مدیریتی، آنها را به اقدامات سیاستی درست و مؤثری تبدیل کردند؛ اقداماتی که اثرات مثبت آن نیز به دانشگاه گزارش شد. اما واقعیت این است که اغلب توصیه‌ها در محور سیاست خارجی، امنیت ملی و اقتصاد، به‌دلیل متولیان متکثر و پرشمار، مورد توجه قرار نگرفت و با تأسف، بسیاری از چالش‌های گفته شده در توصیه‌های سیاستی دانشگاه در یک سال گذشته به وقوع پیوست یا به‌عنوان پیامد همان تحولات در حال رخ‌دادن است.

اسمعیلی اردکانی در ادامه بر این پرسش تأکید کرد که پس از فراز و فرودهای این مسیر، آمده‌ایم تا این پرسش را با دولت و رسانه در میان بگذاریم که آیا بهتر نیست به‌جای اصرار دانشگاه برای رساندن توصیه‌هایش به دولت، هم‌زمان این توصیه‌ها با ماهیت به‌واقع تراژیک خود از راه رسانه با جامعه نیز به اشتراک گذاشته شود؟ او گفت پاسخ اولیه دانشگاه به این پرسش مثبت بوده، اما این هم‌اندیشی فرصتی است تا پاسخ دیگران نیز شنیده شود. به نظر او، اگر یافته‌های دانشگاه از مسیر رسانه به جامعه مدنی منتقل شود، مردم به‌واسطه آگاهی‌بخشی، توانمندتر می‌شوند و دولت نیز می‌تواند بار دیگر در جایگاه مجری قانون اساسی و سامان‌دهنده نظم عمومی، بازسازی شود؛ و آیا وضعیت، در این صورت، به شکلی مثبت‌تر قابل تنظیم نیست؟

اسمعیلی اردکانی افزود رسانه این قابلیت را دارد که یافته‌های دانشگاه را به زبان عمومی ترجمه کرده و در اختیار جامعه قرار دهد؛ فرآیندی که می‌تواند زمینه رشد اجتماعی و شکل‌گیری یک دولت ـ ملت قوی‌تر را فراهم کند.

به باور او، این مسیر نه‌تنها به احیای امر سیاسی و تقویت ملزومات جامعه مدنی کمک می‌کند، بلکه در نهایت به قوی‌تر شدن دولت مدنی نیز خواهد انجامید.

در نگاه او، اگر این پیوند میان دانش و جامعه برقرار نشود، امید به احیای دولت مدنی به‌تدریج رنگ می‌بازد. پیشنهاد اصلی اسمعیلی اردکانی در این بخش، گذر از چرخه بسته تولید دانش و رسیدن به چرخه عمومی اثرگذاری بود؛ چرخه‌ای که در آن دانشگاه فقط تولیدکننده متن نباشد، بلکه سازنده فهم عمومی از بحران نیز باشد.

هادی خانیکی، استاد علم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، با تحلیل جنگ در چهار میدان «نظامی»، «مردم»، «دیپلماسی» و «رسانه»، بر این نکته انگشت گذاشت که در میان این چهار عرصه، میدان رسانه ضعیف‌ترین و هم‌زمان تعیین‌کننده‌ترین میدان است.

او با اشاره به افزایش اعتماد عمومی به نیروهای مسلح، از ضرورت میانجی‌گری دانشگاه برای رویارویی با «قلدری سایبری» و بازگرداندن عقلانیت به فضای دوقطبی جامعه سخن گفت.

در روایت خانیکی، جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمی‌دهد؛ بلکه در ذهن‌ها، در زبان‌ها و در شیوه‌های فهم واقعیت نیز جریان دارد.

وجه پیشنهادی سخنان او، دفاع از عقلانیت ارتباطی بود؛ این‌که دانشگاه می‌تواند زبان خشونت‌زده و قطبی‌شده را به سوی گفت‌وگو، توازن و فهم متقابل سوق دهد.

نشست «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ»

محمدمهدی فرقانی، استاد پیشکسوت علم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، نیز با طرح مفهوم «فئودالیسم فناورانه» به وضعیتی اشاره کرد که در آن غول‌های فناوری بر حاکمیت‌های سنتی سایه می‌اندازند و اکوسیستم رسانه‌ای ایران، به‌دلیل ضعف ساختاری، نبود قوانین حمایتی و نظارت‌های شدید، مرجعیت خود را از دست می‌دهد. او تصریح کرد تا زمانی که «تقاضای واقعی» از سوی حاکمیت برای بهره‌گیری از دانش دانشگاهی وجود نداشته باشد، تولیدات دانشگاهی در حاشیه خواهند ماند و به متن تصمیم‌سازی راه پیدا نخواهند کرد.

فرقانی در این میان بر یک نکته کلیدی تأکید کرد: «مسأله فقط تولید محتوا نیست، بلکه بازسازی مرجعیت است؛ مرجعیتی که اگر از دست برود، جامعه ناگزیر به سوی منابع بیرونی و نامطمئن فهم واقعیت رانده می‌شود.» پیشنهاد او روشن این بود که «بدون بازتعریف رابطه قدرت، فناوری و رسانه، هیچ برنامه ارتباطی پایداری شکل نخواهد گرفت.»

نشست «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ»

علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور، نیز هشدار داد که در کنار خطر تهدید تمامیت ارضی، جامعه با خطر واگذاری «تمامیت ذهنی» نیز روبه‌روست. او با بازخوانی یک استعاره تاریخی، نسبت به دوقطبی‌سازی‌های حذفی هشدار داد و رسانه را نه ابزاری برای پروپاگاندا، بلکه عنصری از قدرت ملی دانست که باید در برابر «از جاکندگی ذهنی» ایرانیان ایستادگی کند. در سخنان او، رسانه بخشی از زیرساخت امنیت ملی معرفی شد؛ نه رسانه‌ای برای تحمیل معنا، بلکه رسانه‌ای برای حفظ انسجام روانی و اجتماعی جامعه. وجه پیشنهادی سخنان ربیعی آن بود که اگر ذهن جامعه از درون فرسوده شود، حتی حفظ مرزهای جغرافیایی نیز به‌تنهایی ضامن پایداری ملی نخواهد بود.

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، از وجود یک «شکاف زبانی» میان دولت و دانشگاه سخن گفت و از دانشگاهیان خواست شاخص‌های مشترکی برای هم‌زبانی با حاکمیت تعریف کنند.

او با اشاره به رویکرد دولت نسبت به بازگشایی اینترنت، از دانشگاه خواست در «ترجمه اجتماعی» دغدغه‌های امنیتی به دولت کمک کند تا زبان سیاست از زبان جامعه دور نماند. در این بخش، نگاه مهاجرانی ناظر بر یک ضرورت کاربردی بود: اینکه سیاست‌گذاری بدون فهم اجتماعی، به تصمیمی ناتمام تبدیل می‌شود.

پیشنهاد محوری او، ایجاد زبان مشترک میان دولت، دانشگاه و جامعه بود؛ زبانی که بتواند هم نگرانی‌های امنیتی را توضیح دهد و هم حساسیت‌های اجتماعی را به رسمیت بشناسد.

نشست «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ»

به گزارش جماران، محمد رهبری، مشاور وزیر ارتباطات، نیز از دیگر سخنرانان این نشست بود.

وی قطع اینترنت را اقدامی ضد امنیتی توصیف کرد و پیامدهای آن را فراتر از یک مسأله اجتماعی دانست. او سقوط «حاکمیت سایبری» را معادل از دست دادن یک سرمایه ملی خواند و آن را به از دست دادن کنترل بر تنگه هرمز تشبیه کرد.

به باور او، ادامه محدودیت‌ها به رواج ابزارهای موازی مانند استارلینک می‌انجامد و در نهایت، مدیریت فضای ارتباطی را از دست حاکمیت خارج می‌کند.

رهبری همچنین هشدار داد که قطع ارتباطات، صداهای میانه‌رو و عقلانی را خفه می‌کند و در عمل، رادیکالیسم را در هر دو سوی دوقطبی تقویت می‌سازد.

وجه پیشنهادی سخنان او، دفاع از اینترنت نه به‌عنوان یک امتیاز رفاهی، بلکه به‌مثابه بخشی از امنیت ملی و اقتدار حکمرانی بود.

روزبه علمداری، مدیرمسئول سایت جماران، نیز با تأکید بر ضرورت ارائه روایت‌های همه‌جانبه‌نگر از وقایع داخلی و رویدادهای پیشا و پساجنگ، بر همکاری مشترک دانشگاه و رسانه برای ساختن روایت‌های دقیق‌تر و منصفانه‌تر تأکید کرد.

در مجموع، این بخش از نشست نشان داد که مسأله فقط محتوا نیست؛ بلکه کیفیت رابطه، نحوه شنیدن، و امکان واقعی گفت‌وگو نیز در مرکز بحران قرار دارد.

نشست «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ»

غلامعلی چگنی‌زاده، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی، نیز با تأکید بر ضرورت عبور از اطلاع‌رسانی صرف در دوران پساجنگ، چهار وظیفه اساسی برای رسانه‌ها برشمرد.

  تعداد بازديدها: 5
   


 



این مطلب از نشانی زیر دریافت شده است:
http://fajr57.ir/?id=104740
تمامي حقوق براي هیئت انصارالخميني محفوظ است.