تاريخ انتشار: 25 بهمن 1404 ساعت 23:10:10
بازگشت به شايسته ‌سالاری

 حکمرانان، حضور مردم در راه‌پيمائي ۲۲ بهمن را به حساب عملکرد خود نگذارند. اين حضور مربوط به اصل انقلاب است که حرکت درستي در مقطع تاريخي حساسي براي پايان دادن به سلطه بيگانگان بر ايران، سوزاندن ريشه‌هاي استعمار خارجي و استبداد داخلي و سپردن سرنوشت کشور به مردم بود.

شرکت‌کنندگان در راه‌پيمائي ۲۲ بهمن، علاوه بر تأييد اين حرکت تاريخ‌ساز، حرف ديگري هم داشتند که هر چند از دستگاه‌هاي رسمي شنيده نمي‌شود ولي مهم‌ترين خواسته تمام مردم ايران است. خواسته امروز مردم اينست که حکمرانان سياست‌هاي خود را بر نظر ملت مبتني کنند و به اين روش که ملت بايد خود را با خواسته‌هاي حکمرانان منطبق کند پايان بدهند. اين خواسته به حق مردم را در چند اصل روشن که بنياد حکمراني سالم و موفق بايد بر آنها مبتني باشد به حکمرانان يادآور مي‌شويم.

اصل اول اينست که براي پايان دادن به جريان خطرناکي که به منظور دو قطبي کردن جامعه تلاش مي‌کند تمام توان خود را بکار بگيريد. اين جريان که به احتمال قريب به يقين سر در آخور بيگانگان دارد، سال‌هاست که براي ايجاد تقابل ميان مردم و فرسوده کردن جامعه تلاش مي‌کند و چون از امکانات و حمايت‌هاي خاص برخوردار است در تحقق اين خيانت پيشرفت کرده است. بعد از حوادث تلخ ديماه امسال، متأسفانه اين دوقطبي شدن افزايش چشمگيري يافته و خطر روياروئي تلخ‌تر اين دو قطب بيشتر شده و به آستانه انفجار نزديک شده است. با اين خطر بايد برخورد سريع و خارج از نوبت کرد.

اصل دوم، قدرداني از مردم به خاطر فداکاري‌هايشان در بزنگاه‌هاي حساس و تاريخي است که حکمرانان ما تصور مي‌کنند فقط با شعار دادن و تعريف و تمجيدهاي لفظي مي‌توانند از عهده آن برآيند و نيازي به اقدامات عملي وجود ندارد! يک نمونه روشن، پايمردي حماسه‌ساز مردم براي اعلام وفاداري به کشور و مأيوس کردن مهاجمان در جنگ تحميلي ۱۲روزه بود که بيني صهيونيست‌ها و حاميان آمريکائي‌شان به خاک ماليده شد. بعد از جنگ، تعريف و تمجيدهاي زيادي از زبان حکمرانان شنيديم ولي براي قدرداني عملي از مردم اقدامي صورت نگرفت. مردم ايران چيز زيادي از مسئولين نمي‌خواهند. همينقدر که مشکلات معيشتي آنها رفع شوند و به نظر و فکر آنها درباره چگونگي اداره کشور و تأمين حقوق اجماعيشان توجه شود، کافي است. مي‌دانيم که در صحنه عمل اقدامي صورت نگرفت در حالي که اگر خواسته‌هاي حداقلي مردم تأمين مي‌شد، حوادث تلخ ديماه اتفاق نمي‌افتاد.

اصل سوم، نگاه مهربانانه به مردم درخصوص نوع برخورد قضائي با آنهاست. اين نگاه فقط هنگامي وجود خواهد داشت که حکمرانان به اصل اسلامي کرامت انسان‌ها اعتقاد داشته باشند. براساس اين اصل، حکمرانان خادمان مردمند و اين مردم هستند که بايد حرف اول را بزنند و اينطور نيست که به دليل اظهارنظر، نقد عملکردها و اعتراض به مسئولين، در معرض تعقيب و محاکمه و مجازات قرار گيرند. اگر اين نگاه در ارکان مختلف حکمراني جريان داشته باشد، مردم همواره احساس رضايت خواهند کرد و حکمرانان را بهترين دوستان خود خواهند دانست و ملت پشتوانه مستحکم حکمراني خواهد بود، سرمايه بي‌بديلي که قوي‌ترين بازدارنده در برابر مطامع بيگانگان براي کشور است.

اصل چهارم، عمل به فرموده اميرالمؤمنين عليه‌السلام در زمينه حکمراني پايدار است. آن حضرت، روي آوردن حاکمان به امور فرعي، دور شدن از مسائل اصلي، کنار گذاشتن افراد شايسته و کاردان و بر صدر نشاندن افراد نالايق را عوامل فروپاشي حکومت‌ها دانسته و از چنين روشي پرهيز دادند. در حکمراني ما حداقل دو دهه است که اين هشدار مولاي متقيان مورد غفلت قرار گرفته است. چاره کار در اينست که به شايسته‌سالاري برگرديم و به اين واقعيت ايمان بياوريم که با رعايت شايسته‌سالاري تمام خواسته‌هاي مردم تأمين خواهد شد و عدالت که در رأس اين خواسته‌ها قرار دارد حرف اول را در جامعه خواهد زد.

  تعداد بازديدها: 12
   


 



این مطلب از نشانی زیر دریافت شده است:
http://fajr57.ir/?id=104524
تمامي حقوق براي هیئت انصارالخميني محفوظ است.