تاريخ انتشار: 09 آذر 1404 ساعت 22:12:22
نسخه‌ای برای همه ادیان / درباره توصیه آیت‌الله العظمی سیستانی؛

حضرت آیت الله سیستانی در پاسخ به پرسشی از شیعیان یکی از کشورهای با اقلیت شیعه در وبگاه عربی ایشان که «در برخی کشورهای اسلامی، دولت برای امامان جماعت در مساجد حقوق ماهانه تعیین می‌کند و بخشی از آنان از روحانیون شیعه هستند. نظر شریف شما در این‌باره چیست؟ بیان داشته اند: «به مؤمنان (أعزّهم الله تعالى) توصیه می‌کنیم پشت سر کسی که حقوق دولتی دریافت می‌کند نماز نخوانند. این نه از باب خدشه وارد کردن به او یا طعن در عدالت وی است، بلکه برای آن است که این جایگاه‌ها و مواقف صاحبانشان کاملاً از هرگونه دخالت احتمالی دولت ــ حتی در آینده ــ مصون بمانند». بی تردید این پاسخ مکتوب، بار دیگر ابعاد فکری «مکتب سیستانی» را نمایان ساخته است.

 بسمه تعالی

حضرت آیت الله سیستانی در پاسخ به پرسشی از شیعیان یکی از کشورهای با اقلیت شیعه در وبگاه عربی ایشان که «در برخی کشورهای اسلامی، دولت برای امامان جماعت در مساجد حقوق ماهانه تعیین می‌کند و بخشی از آنان از روحانیون شیعه هستند. نظر شریف شما در این‌باره چیست؟ بیان داشته اند: «به مؤمنان (أعزّهم الله تعالى) توصیه می‌کنیم پشت سر کسی که حقوق دولتی دریافت می‌کند نماز نخوانند. این نه از باب خدشه وارد کردن به او یا طعن در عدالت وی است، بلکه برای آن است که این جایگاه‌ها و مواقف صاحبانشان کاملاً از هرگونه دخالت احتمالی دولت ــ حتی در آینده ــ مصون بمانند».

بی تردید این پاسخ مکتوب، بار دیگر ابعاد فکری «مکتب سیستانی» را نمایان ساخته است؛ مکتبی که بر استقلال نهاد دین، کرامت انسان و صیانت بلندمدت از هویت شیعی استوار است. این توصیه نه یک موضوع جزئی وفرعی، بلکه بخشی از یک چارچوب کلان و منظومه ای راهبردی است که در آن هرگونه وابستگی ساختاری روحانیت به دولت‌ها یا جریانات سیاسی، تهدیدی برای اصالت دینی، طهارت اخلاقی و اعتماد عمومی تلقی می‌شود.

چنان که در یادداشت های دیگری * هم اشاره شد، از دیدگاه نگارنده (تاکید می شود این یادداشت و این دیدگاه ها شخصی است)، در «مکتب سیستانی»  سه اصل بنیادین برجستگی ویژه دارند:

الف: حفظ هویت با پیوند به نص و اصالت ها از یک سو و استقلال نهاد دین از سوی دیگر؛

ب: محوریت حکمت و کرامت انسانی در فهم فقه اجتماعی و استنباط روابط درون دینی و میان‌ادیانی؛

ج: گفت‌وگو، اعتدال و همزیستی اجتماعی به‌عنوان راهبرد پایدار جامعه شیعی در جهانی پرتنش.

در دو دهه گذشته، حضرت آیت‌الله سیستانی مبتنی بر این اصول و با رویکردی منظومه ای و ترکیبی نظام مند و برآمده از عقلانیت فقهی، تجربه تاریخی و وجدان اخلاقی،  نقش کم نظیری در شکل دهی به «گفتمان نوین تشیع» ایفا کرده اند. دفاع از حقوق بنیادین و کرامت انسانی، حق اعتراض مسالمت‌آمیز، تأکید بر دولت مدنی، اصرار بر انتخابات آزاد و منصفانه، حمایت از گفت و گوی بین دینی و حقوق اقلیت‌های دینی، و جلوگیری از تنش‌های فرقه‌ای، مقابله با جهل و افراطی گرایی داعشی، حمایت از مظلومان و ستمدیدگان و حفظ استقلال از قدرت های جهانی از شاخصه‌های بارز سیاسی و اجتماعی این مکتب است؛ شاخصه‌هایی که تأثیرات آن از حوزه ی نجف اشرف بسی فراتر رفته و در حال ساختن الگوی تازه‌ای از قدرت نرم و معنوی برای تشیع در جهان معاصر است.

با این نگاه، خطاب اخیر درباره استقلال امامان جماعت از وابستگی اقتصادی به دولت ها، بخشی از ایده ی اخلاقی و رویکردی است که هدف آن حفظ هویت و شفافیت معنوی تشیع و پیشگیری از هر گونه مداخله یا دستکاری قدرت ها در نهاد دین و ممانعت از دو رگه شدن صدای مذهب با آمیختگی های ناروا است. حضرت آیت‌الله سیستانی از نجف اشرف، الگویی ارائه می‌کند که در آن مرجعیت و روحانیت،  وابسته یا ذیل قدرت ها تعریف نشود؛ بلکه نهادی اصیل و الهی، مستقل و عقلانی، ناظر و اخلاق‌محور، و به مفهوم واقعی حامی و متکی بر مردم بماند. از همین روی، شاهد بوده ایم از زمان زعامت بر حوزه نجف اشرف بیش از دو دهه قبل، حوزه را از هر گونه بودجه دولتی و طلاب را از مشاغل دولتی منع و پرهیز داده اند.

گرچه این توصیه به مومنان و ائمه جماعت و به عنوان سفارشی بلند مدت در صیانت از روحانیت و مساجد و منابر و تریبون های تشیع صادر شده است، اما می توان از آن به عنوان نسخه ای برای تمامی مذاهب و ادیان  و توصیه ای نجات بخش با کاربست فرا مذهبی و فرادینی  یاد کرد. حساب کثیری از رهبران فکری و مذهبی و مومنان حقیقت جویی که در طی قرون و اعصار پرچم آزادگی و انسانیت و معنویت برافراشتند و جان در این مسیر نهاده اند جدا، اما نیک می دانیم که در طول تاریخ، وابستگی دسته ای از روحانیان به دربارها و حکومت ها در مذاهب و ادیان مختلف، چه بر سر ادیان و پیروان مذاهب آورده است و چگونه مداخلات و تطمیع قدرت ها در اقصی نقاط عالم، حریت و استقلال کثیری از نهادها و شخصیت های دینی را مخدوش ساخته است. دیده ایم که چگونه گروهی از نهادهای دینی در سراسر جهان،  پس از مدتی و پس از انحراف از مسیر کلیدی به بخشی از هژمونی مسلط تبدیل و به جای توحید و رهایی ملت ها و ابتنای امور به معرفت و عدالت، سلوکشان مشروعیت بخشی به طبقات و نظام های ناعادلانه و توجیه حاکمان فاسد و تحریف ادیان و مذاهب شده است. این را در چهره ی دو گانه ی برخی رهبران ونهادهای مذهبی جهان می بینیم که وقتی از حقیقت فاصله می گیرند، یک سوی آن به جهل و خرافه و تزویر و زور و افراط می گراید. این همان چهره ای است که متاسفانه رویکردهای ضد دینی مدام آن را مستمسک قرار می دهند  تا آن را تعمیم داده و هر چه دین و ایمان است از ریشه بخشکانند.

  تعداد بازديدها: 9
   


 



این مطلب از نشانی زیر دریافت شده است:
http://fajr57.ir/?id=104054
تمامي حقوق براي هیئت انصارالخميني محفوظ است.