روزگار کمبود «انسان» روزگار ما کمبودهای زیادی دارد ولی شاید بزرگترین کمبودش کم داشتن «انسان» است.
بیش از 7 میلیارد موجود که زیر عنوان «انسان» تعریف میشوند اکنون روی کره خاکی زندگی میکنند اما تعداد کسانی که واقعاً از مصادیق «انسان» باشند بسیار کمیابند. عدهای با رسیدن به قدرت از انسانیت فاصله میگیرند، عدهای در برابر پولدار شدن رنگ عوض میکنند، عدهای برای رسیدن به مقام هویت انسانی خود را میبازند و عدهای برای اینکه مبادا پست و مقامشان را از دست بدهند تمام شاخصههای انسان بودن را میفروشند. باقی میمانند آدمهائی که فاقد قدرت و مال و مقام و شهرتند و دستشان به جائی بند نیست. آنها هم تا در معرض امتحان این چند عامل فریبنده قرار نگیرند نمیتوان فهمید چندمرده حلاجند. بسیاری از ماها در این دسته اخیر قرار داریم. انسان واقعی کسی است که مبتلا به قدرت و شهرت و ثروت شده باشد ولی توانسته باشد خود را از باتلاق بیهویتی دور نگهدارد و همچنان «انسان» باقی بماند. آنچه روزگار ما کم دارد وجود چنین کسانی است.
سیدحسن نصرالله، یکی از کمیابترین «انسان»های روزگار ما بود. او به دلیل اینکه مقهور قدرت و شهرت و ثروت نشد، به مرد اول جهان عرب تبدیل شد و در سراسر جهان به شهرتی دست یافت که وقتی گفته میشد قرار است درباره مقابله با توطئه رژیم تروریستی و نامشروع صهیونیستی سخنی بگوید خبرگزاریها اعلام میکردند 4 میلیارد نفر گوش به زنگ هستند سخنان او را بشنوند. عنوان ظاهری او دبیرکلی حزبالله لبنان بود ولی برای واقعیت وجودی او عناوینی از قبیل «قهرمان مقاومت» نارسا بودند. سیدحسن نصرالله با ایمان، شجاعت، تدبیر، اخلاص و روحیه مردمی بسیار باصفائی که داشت، به نقطهای از نفوذ در وجود انسانها رسیده بود که هر عنوانی غیر از «فرمانده واقعی قلبها» برای تعریف واقعیت وجودی او نارسا بود.
حضور نداشتن روسای جمهور، پادشاهان، امرا، شیوخ و سران کشورها در مراسم تشییع سیدحسن نصرالله یکی از نشانههای انسان واقعی بودن او بود. حتی رئیس جمهور و نخست وزیر لبنان که اصل موجودیت کشورشان و رسیدنشان به این عناوین را از برکت ایستادگی سیدحسن در برابر اشغالگری رژیم صهیونیستی و نقش بیبدیلی که او در حفاظت از استقلال و امنیت لبنان ایفا کرد دارند، در مراسم تشییع او شرکت نکردند و این عدم حضور نیز از نشانههای روشنی شد که انسان واقعی بودن سیدحسن نصرالله را نشان داد. حاضران در تشییع سیدحسن نصرالله، مردمی بودند که او با آنها زندگی کرده بود، مثل آنها برای مجد و عظمت لبنان و آزادی فلسطین، فرزندش را قربانی کرده بود و تا لحظه آخر عمرش همانند اقشار محروم لبنان زندگی کرد، فرزند پدری از کسبه جزء که نه او و نه فرزند و فرزندانش از مال دنیا حتی دیناری نیندوخته بودند. اقشار ضعیف جامعه لبنانی در سرمای 15 درجه زیر صفر از راههای دور خود را به بیروت رساندند تا به سید ابراز ارادت و به راه او اعلام وفاداری کنند. این، یعنی انسان واقعی روزگار ما که عصر کمبود «انسان» است.
29 سال قبل (1374) در شهر سیدنی استرالیا به خانه یک عالم مصری که مفتی مسلمانان اهلسنت استرالیا بود رفتم تا ساعتی با او صحبت کنم. شنیده بودم که او از مبارزان ضدرژیم مصر است که چون تحت تعقیب بود به استرالیا پناه برده است. وارد اطاقش که شدم فیلم سخنرانی سیدحسن نصرالله را دیدم که از تلویزیون خانگی او در حال پخش شدن است. با تعجب، علت را پرسیدم گفت: من ارادتمند سیدحسن نصرالله هستم، او محبوب قلوب تمام مسلمانهای آزاده است حتی ما که اهلسنت هستیم و من که روحانی اهلسنت هستم...
انسانی با ویژگیهای شهید سیدحسن نصرالله را اگر گرامی میداریم، این گرامیداشت راه پرافتخار اوست. او پیرو واقعی امام حسین علیهالسلام بود در گفتار و کردار و به همین دلیل است که حتی تشییع پیکر او نیز یک مانور قدرت در برابر بزرگترین قدرتهای جهان بود. شربت شهادت، گوارایش باد و سیره اسلامی و انسانی او الگوی قدرتمندان باد.
*روزنامه جمهوری اسلامی
|