تاريخ انتشار: 16 تير 1397 ساعت 20:22:40
خاطراتی از امام در ارتباط با رسانه ها/ گمان می کنیم اگر گردش آزاد اطلاعات وجود داشته باشد، دشمن در رسانه نفوذ پیدا کرده است/ از سال 1370 جامعه صدا و سیما را یک طرف دعوا می داند


امام(س) طرفدار مطلق گردش آزاد اطلاعات بود، این گردش آزاد اطلاعات یعنی با چهارچوب هایی که قانون اساسی اجازه می دهد و در ارتباط با آن ها ذائقه مردم را نیز شناسایی کرده ایم، فعالیت کنیم، اما متاسفانه باید گفت صدا و سیما و حتی مطبوعات به جهت محدودیت هایی که وجود دارد، گرفتار این هستند که همسو با مطالبات و خواسته مردم نیستند.

جماران: 16 تیر ماه سال 59 حضرت امام  خطاب به سرپرست خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با انتشار صحیح اخبار، بیاناتی داشته اند، به همین مناسبت با آقای دکتر عبدالله ناصری در ارتباط با نگاه حضرت امام به رسانه ها، به گفتگو پرداختیم.

مشروح این گفت و گو که با بازخوانی سخنان امام توام است، در پی می آید:

آقای دکتر ناصری! به صورت کلی حضرت امام مسیر برای رسانه ها و مطبوعات به این صورت تعریف کرده اند: «...در هر کشوری، مطبوعات آن کشور و تلوزیون و رادیوی آن کشور باید در مسیر آن ملت و در خدمت ملت باشد. مطبوعات باید ببینند که ملت چه می خواهد، مسیر ملت چیست، روشنگری از آن طریق داشته باشند و مردم را هدایت کنند. اگر مطبوعاتی پیدا شد که مسیر آن ها برخلاف مسیر ملت است، راهی که آن ها می روند غیر از راهی است که ملت می رود، بر فرض این که دولت هم اجازه بدهد که بنویسند و بگویند لکن مورد تائید این ملت نمی تواند باشد، و نباید آن را حساب کرد که یک رسانه ی ملی است و یک روزنامه کشوری و ملی است. و اگر خدایی نخواسته در نوشتن و ننوشتن، نوشتن مقالات انحرافی و ننوشتن مقالاتی که در مسیر ملت است این نحو عمل بکنند، این به نظر می آید که توطئه در کار باشد، این غیر از آزادی مطبوعات است...» به نظر شما عملکرد رسانه های امروز تا چه میزان در مسیر تعیین شده حضرت امام است؟

مقدمه ای عرض می کنم و بعد به سوال می پردازیم. در دهه اول جمهوری اسلامی که دوره حیات حضرت امام در جمهوری اسلامی است، رسانه و گردش اطلاعات به این صورت نبوده است، و با این قوت و قدرتی که امروز در جهان و ایران مطرح است وجود نداشت و امام حساسیت های زیادی را نسبت به اطلاع رسانی از دو مجرای اصلی یعنی صدا و سیما و مطبوعات نشان می دادند و بر اهمیت کار تاکید می کردند و مواردی هم بود که به فراخور مسئولیتی که در آن زمان در صدا و سیما داشتند مطرح می کردند،

بنابراین اگر بخواهیم صحبت دیروز امام را بر فضای اطلاع رسانی و واقعیت های اطلاع رسانی امروز، تعمیم دهیم فاصله ی زیادی از مراد و مطالبه امام تا آن چه که امروز محقق شده است وجود دارد، و دو دال مرکزی در گزاره های امام بود؛ یکی خواست مردم و دیگری رشد آگاهی مردم.

اجازه دهید خاطراتی از امام در ارتباط با رسانه نقل کنم، در یکی از آنها شخصا حضور داشتم که جلسه خصوصی مدیران ارشد صدا و سیما خدمت امام بود، که ایشان با انتقاد صریح به این نکته اشاره کردند که چرا من در صدر اخبارم؟ من و مدیران و مدیر عامل وقت حاضر بودیم که ایشان به ایم موضوع اشاره کردند و گفتند، مگر در این مملکت خبر دیگری نیست که من در صدر اخبارم؟! افرادی در روستاها کار می کنند، در راستای کارهای جهادی فعالیت می شود، در جبهه ها رزمندگان مشغول دفاع هستند.

در آن دوره برای افرادی که نسل انقلاب بودند فضای عاطفی سنگینی حاکم بود و بسیار دشوار بود که تصمیم بگیرند که اخبار مربوط به امام در صدر اخبار قرار نگیرد، ولی چون امام به صراحت نظرش را بیان کرده بود، مدتی اخبار جبهه و جنگ و جهاد سازندگی اخبار اول قرار گرفت، و یادم هست اخبار مربوط به امام به طور متوسط خبر چهارم یا پنجم قرار گرفت، که این روال این بسیار کوتاه مدت بود و به درازا نکشید، و فضای عاطفی حاکم بر رئیس صدا و سیما و مدیران و دست اندرکاران، موجب شد بدون هماهنگی با امام به حالت قبل برگردد. اما امام واقعا مصر بر این بود که صدا و سیما و مطبوعات و خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران -که آن روز تنها منبع تغذیه کننده برای مطبوعات و صدا سیما و کانون های اطلاع رسانی بود- انعکاس دهنده مطالبات اجتماعی در خبر و رسانه باشند.

اگر بخواهیم امروز و با واژگان و اصطلاحات امروزی آن را بیان کنیم امام طرفدار مطلق گردش آزاد اطلاعات بود. این گردش آزاد اطلاعات یعنی با چهارچوب هایی که قانون اساسی اجازه می دهد و در ارتباط با آن ها ذائقه مردم را نیز شناسایی کرده ایم، فعالیت کنیم، اما متاسفانه باید گفت صدا و سیما و حتی مطبوعات به جهت محدودیت هایی که وجود دارد _البته مطبوعات کمتر از صدا وسیما- گرفتار این هستند که همسو با مطالبات و خواسته مردم نیستند.

اگر جمله امام را بررسی کنیم در سخنرانی ای که شما اشاره کردید و سایر سخنرانی هایی که در 10 سال ابتدای انقلاب داشتند، می بینیم که بسیار بر مطالبه مردم تاکید دارند، و همین خاطره ای اشاره کردم، این موضوع را دربردارد که امام خودش را نمی بیند و مردم را در نظر دارد و به جنبه رشد و آگاهی و هدایت مردم توجه می کند. لازمه رشد دانش و آگاهی مردم هم در قدم اول این است که مردم بدانند، دانستن حق مردم است و بعد از آن در چهارچوب قوانین و حقوق انسان مسیر کاری و اطلاع رسانی خود را روشن کنند.

یک مشکلی که در جمهوری اسلامی داریم، که به نظر می رسد ناشی از ایدئولوژی محکم جمهوری اسلامی است، این است که گمان می کنیم که اگر گردش آزاد اطلاعات مطابق با دنیای توسعه یافته وجود داشته باشد، دشمن در رسانه نفوذ پیدا کرده است و امروز بعد از 40 سال باید با تاسف گفت که صدا و سیمایی که امام معتقد بود دانشگاه و مکتب انسان سازی است، به جایی رسیده است که بخش اعظمی از مخاطبان خود را از دست داده است و به همین جهت است که سایر رسانه ها، چه رسانه های خارجی و چه فضای آزاد و مجازی اطلاع رسانی و روزنامه ها و سایت ها تاثیرگذاری بیشتری را حداقل بر نخبگان و کنشگران جامعه دارند.

 با این حال اگر امروز نظرسنجی انجام شود، خواهیم دید که عموم جامعه – غیر از گروه مرجع- منبع اصلی دریافت خبرشان صدا و سیمای ایران است، اما صدا و سیما چهارچوبی را برای خودش تعیین کرده است که با آن چه که امام می خواست که پیگیری خواست و مطالبه مردم بود، فاصله بسیاری دارد و من به عنوان کارشناسی کوچک عرض می کنم که صدا و سیما مرجع داوری مردم در آگاهی و امر اطلاع رسانی نیست؛ حتی در خارج از کشور. امروز به برکت ماهواره، شبکه ها در دسترس همه جهانیان هست، و شبکه های مهم خبری را می بینند ولی می بینیم که در نقاط خارج از مرزهای جغرافیایی ایران رسانه های برون مرزی صدا و سیما هم جایگاه و اعتباری ندارد.

به نظر می رسد رویکرد ایدئولوژیک که خروجی آن باید گفتمان مسلط در صدا و سیما باشد، وقتی می خواهد در مسائل داخلی نمود پیدا کند وابسته و عضو یک جناح سیاسی کشور می شود. واقعیت این است که از سال 1370 ارزیابی جامعه این است که صدا و سیما در مسائل یک طرف دعوا بوده است، در حالی که صدا و سیمای مورد نظر امام این بود که اگر چه خواست مردم را اجرا می کند هیچ گونه گرایش و جهت گیری سیاسی از خود نشان ندهد.

نکته بعدی که در صدا و سیما یا خبرگزاری و یا مطبوعات و پایگاه های اطلاع رسانی باید مورد توجه قرار گیرد ادب گفتاری و ادب نوشتاری است.

در این رابطه هم خاطره ای از امام عرض می کنم، که به صورت مستقیم در آن حضور نداشتم. امام در دوره ای کوتاه شورای سرپرستی موقتی را برای صدا و سیما تشکیل دادند که آقای حدادعادل، آقای نبوی و آقای موسوی خوئینی ها عضو آن بودند. یکی از این عزیزان نقل می کرد که در جلسه ای که خدمت امام بودیم، در ارتباط با ادبیات و لحن صدا و سیما انتقاد کردند که چرا تا این حد پرخاشگرانه است و تند جهتگیری می کند و اشاره ای در آن جلسه داشتند که ادب را از رادیوی اسرائیل یاد بگیرید؛ این نکته بسیار مهم است.

در آن دوران جنگ واژگان و اصطلاحاتی که در جهان اسلام و یا جهان خارج خریدار نداشت استفاده می شد. در دهه اول انقلاب گرفتار جنگ تحمیلی بودیم، و همه چیز برای ما تحت تاثیر جنگ بود، که درست هم بود و برخورد رسانه ای با رژیم بعثی عراق و صدام انجام می شد که واژه، ترکیب یا عبارتی در صدا و سیما اختراع شد و یا به اصطلاح امروز جعل شد با عنوان «رژیم بعثی صهیونیستی عراق» یا «صدام».

شروع کننده جنگ صدام بود، که مجامع بین المللی و جهان اسلام هم این را پذیرفت و اگر بخشی از کشورهای مسلمان هم تردید داشتند زمانی که صدام سقوط کرد این واقعیت را پذیرفتند. اما جاعلان یا تاسیس کنندگان این واژه، متوجه نبودند که «رژیم بعث» جریانی است که بخشی از آن در عراق و بخشی از آن در سوریه است که متحد جدی ما در جنگ بود و می دانیم هم سوریه در خط مقدم مبارزه با صهیونیسم بود و هم صدام که بعد از جنگ توانست زهر چشمی از اسرائیلی ها با حمله به پایگاهشان بگیرد. وقتی ما این روحیه ضد صهیونیستی صدام را می دانیم -و صدام هر جنایت کاری که بود، صهیونیست نبود- و حزب بعث هم یک جریان سیاسی تاریخ معاصر جهان عرب است که شاخه هایی در کشورهای عربی دارد، مخصوصا پایگاه اصلی که در دو حوزه عراق و سوریه داشت، چرا این واژه را تکرار می کردیم؟!

تا جایی که در خاطرم هست امام نسبت به این واژه حساس بود، ولی تا آخر جنگ هم این واژه به کار می رفت. حتما می توان به جرات گفت وقتی امام می گفت ادب را از رادیو اسرائیل یاد بگیرید، این پرخاشگری، واژگان و صفت هایی که برای بعضی از مخالفان جمهوری اسلامی و یا مقاومت کنندگان در برابر جمهوری اسلامی مثل صدام به کار می بردیم منطقی نداشت.

برای جمع بندی سخن عرض می کنم که در دوران حیات امام وسعت اطلاع رسانی به این میزان که امروز دغدغه جامعه ملی و بین المللی است، نبود و گسترش اطلاع رسانی امروز مشاهده نمی شد ولی اگر بخواهیم تعمیم دهیم شاه بیت گفتار امام و یا ترجمان سخنان امام می شود آزادی گردش اطلاعات، یعنی نه مهار شدن و کنترل شدن، چرا که خود رسانه ها دروازه بان خبر دارند، کار حرفه ایشان اقتضا می کند که دروازه بان خبر داشته باشند.

امام هم جمله ای دارند که به نوعی در ارتباط با همین آزادی اطلاعات است، و آزادی قلم را به معنای بیان مطالب و توطئه نکردن بر ضد انقلاب می دانند و می گویند: «... برای مطبوعاتی ما احترام قائل هستیم که بفهمند آزادی بیان و آزادی قلم یعنی چه...»

امام به نظر من اصل قانون اساسی ما را تفسیر می کند، که آزادی بیان در منشور و میثاق ملی مورد تاکید است و به تبع آزادی پس از بیان نیز مورد تاکید است. تا مقداری تفاوت و تفکیک جمهوری اسلامی و جریانات سیاسی در تفاوت تفسیری است که از حقوق اساسی مردم دارند، یکی از این واژگان آزادی است. آزادی قلم، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی اندیشه، آزادی عقیده و...

آن زمان جریان موسوم به جریان امام و خط امام بود و در مقابلش جریان راست سنتی بود، در دوران حیات امام بر سر این موضوع کشمکش های جدی داشتند و تا به امروز هم دارند. تفسیر آن ها از آزادی را می توان به این صورت گفت، امر محدود شده و محدد شده با چهارچوب های قانون گزاری، و تفسیری که جریان خط امام دارد به این صورت نیست، آزادی حق طبیعی است نه حقی که حکومت به مردمش واگذار کند حقی است که خدا از آغاز خلقت مقدر و مقرر کرده است، شما وقتی قرآن را می بینید که کتاب هدایت و معجزه پیامبر است، به عنوان کتاب خاتم به صراحت به پیامبر اعلام می کند که من دین خاتم را به وسیله تو آوردم ولی تو حق نداری بر مردم اجبار کنی، در آیات متعدد قرآنی هست در پذیرش دین اکراهی نیست، این یعنی آزادی عقیده و به تبع وقتی آزادی عقیده را پذیرفتیم باید آزادی پس از عقیده را هم بپذیریم، یعنی در آن چهارچوبی که امام یا امروز جریان چپ یا اصلاح طلبان بر آن پافشاری می کنند تعریف از حقوق اساسی است که بسیاری از چیزها حق طبیعی انسان است و حکومت در ارتباط با آن ها کاری انجام نمی دهد که آن حقوق را به مردم اعطا کند، مثل نفس کشیدن، مثل آبی که حکومتی نمی تواند از آن مضایقه کند. بنابراین امام به این مساله کاملا اشراف داشت و آن را باور داشت.

من خاطره ی دیگری نقل می کنم که همان چهارچوب ساختار آزاد اطلاع رسانی و وظیفه دقیق را در عرصه سیاست ورزی و به علاوه تاکیدی که بر ادب گفتاری و نوشتاری در رسانه داشتند را مطرح می کند، که ببینیم امروز خبرگزاری ها و روزنامه های وابسته به حکومت که از پول مردم ارتزاق می کنند چه قدر با اندیشه امام فاصله دارند.

وقتی مرحوم رجایی رئیس جمهور شد، دورانی بود که کشتار منافقین انجام شد، رئیس جمهور اول آقای بنی صدر مجبور به فرار شد و به پاریس رفت و عده ای از منافقین هم که ماندند به خارج از کشور رفتند. آقای رجایی در یک روندی بعد از این موضوع رئیس جمهور شدند، که طولانی هم نبود و دوره ای کمتر از سه ماه بود. رئیس جمهور فرانسه مطابق عرف بین المللی برای شهید رجایی پیام تبریک فرستاد. مرحوم شهید رجایی پاسخ رئیس جمهور فرانسه را با لحن تندی دادند، به این جهت که فرانسه بنی صدر و سران منافقین را پذیرفته بود، شهید رجایی هم حادثه 7 تیر و سایر حوادث را دیده بود با ادبیات تندی به میتران پاسخ داد که شما قاتلان این ملت و رئیس جمهور مخلوع ایران را پناه دادید. که پس از آن امام آقای رجایی را خبر کردند و انتقاد کردند که پاسخ شایسته ی شما نیست، رئیس جمهور یک کشور که حتی سران منافقین را جای داده، پیام تبریک فرستاده و عینا باید مقابله به مثل بکنید، امام گفتند اگر محتوای نامه را من بنویسم به عنوان رهبر جمهوری اسلامی مشکلی ندارد، اما شما رئیس جمهور کشوری هستید که رئیس جمهور کشور دیگری به شما تبریک گفته است.

وقتی این ریزه کاری های امام را کنار هم می گذاریم، به راحتی این به دست می آید که هم آزادی در گفتار و کردار و هم ادب در گفتار و کردار حقوق اساسی است که انسان ها دارند، و البته رسانه های حکومتی باید آن را محافظت کنند، موانع آن را از بین ببرند و آن را تقویت کنند.

پس آزادی قلم در زبان و باور امام همان چیزی است که به سوال قبل برمی گردد، یعنی آگاه کردن و آگاه شدن که حقی طبیعی است. قلم آزاد است، و این چیزی است که امروز همه پذیرفته اند، حتی در کشورهای لیبرالیست و سکولار هم پذیرفته اند که قلم در چهارچوب هایی آزاد است و هر قلم نمی تواند با فطریات و مسلمات باورهای مذهبی مردم درگیر شود. کسی می تواند استدلال کند که این دین در این فرقه مذهبی اولاست، اما نمی تواند به دین و فرقه دیگری اهانت کند. پس آزادی قلم می شود همان روندی که رفتارها، عکس العمل ها و حساسیت های امام نسبت به گردش آزاد اطلاعات نشان می داد و معتقد بود مردم باید از هر طریقی آگاهی پیدا کنند و جالب است خود امام هم در بین خانواده و دوستان و مسئولین معروف بود که همیشه یک رادیوی ترانزیستوری کوچک داشتند و از بعضی از رسانه های فارسی زبان خارجی اخبار را دنبال می کردند.

این حکایت هم مشهور است که وقتی حادثه 7 تیر رخ داد، مسئولین وقت کشور در رابطه با که این حادثه بزرگ را چه طور به امام انتقال دهیم جلسه گذاشتند، وقتی خدمت امام رفتند، امام از آن مساله مطلع بودند. به وسیله رادیوی بی بی سی فارسی که اخبار انقلاب را پخش می کرد، در جریان قرار گرفته بودند.

امروز بکی از حساسیت هایی که بحمدالله تا حدودی تعدیل شده است، این است که زمانی نه چندان دور، بخشی از حکومت دیش ها و ماهواره ها را جمع آوری می کرد و از دسترسی مردم به گردش آزاد اطلاعات ممانعت می کرد. که این با سبک و سلوک امام همخوانی ندارد و باید فضای رسمی اطلاع رسانی و در صدر آن صدا و سیما را در چهارچوب و مجرای حقوق طبیعی و آزادی های انسان پرورش دهید که باور شود، رسانه رسانه ی آزاد است. من معتقدم اگر ده روز یا حتی یک ماه و دو ماه اخبار صدا و سیما را دنبال نکنم، احساس خلا نخواهم کرد، و آنقدر خبرگزاری و سایت و روزنامه هست که می توانم اوضاع کشور را جمع بندی کنم. اما بالاخره با محدودیت هایی که سال های سال است در عرصه اطلاع رسانی در این کشور آزاد شده است، احساس می کنم اگر بعضی از رسانه های خارجی را 24 ساعت دنبال نکنم از قافله تحلیل و درک وضعیت اجتماعی دور افتاده ام، بسیاری از افراد به همین صورت هستند و این نشان می دهد که آزادی قلم که منظور امام بود، اعمال نشده است. امام در این حوزه ها موارد بسیاری دارند که به قول تاریخیون و حدیثیون و رجالیون جزو تقریرات امام بود.

عکس العمل هایی که نقل شده امام نشان می دادند، سنت کرداری و گفتاری امام بود که نشان می داد ایشان آزادی را با آن تعریفی که امروز به عنوان حقوق طبیعی انسان نوشته شده است، قبول داشتند.

امام نقش مطبوعات را منعکس کردن آرمان های ملت می دانند. آیا رسانه های امروز منعکس کننده آرمان های ملت اند؟ از طرفی هم دو گروه در کشور داریم و امام تاکید می کنند که گرایش به چپ و راست و شرق و غرب نداشته باشند، بیان آرمان های ملت در کنار حمایت از دو حزب اصول گرا و اصلاح طلب چگونه انجام می شود؟

ببینید! امام تاکید بر سیاسی بودن مردم و حتی تهذب به معنای همان دوران داشتند و به همین جهت در آن زمان وقتی که در جامعه روحانیت مبارز به عنوان یک تشکیلات سنتی قدیمی اختلاف نظر پیش آمد، خود امام تاکید کردند که انشعاب شود و مجمع روحانیون مبارز با این فلسفه شکل گرفت. یعنی امام با این که مردم از تشکیلات سیاسی حمایت کنند یا در آن حضور داشته باشند، مشکلی نداشتند.

قلم باید جهت گیری خودش را داشته باشد، البته در نظر بگیریم که دو نکته هست، یکی رسانه های حکومتی است که اگر فردی به عنوان طرفداران یک سلیقه سیاسی از هزینه غیر حکومتی و با هزینه شخصی رسانه ای راه اندازی کرد، این رسانه اختصاص عام و تام به جریان سیاسی خودشان پیدا کرد قابل سرزنش نیست، آن چه که قابل سرزنش کردن است، روزنامه و رسانه های حکومتی است که اعمال نظر شخصی می کنند.

در دوران امام هم روزنامه ها عموما حکومتی بودند، مثلا روزنامه اطلاعات و چند روزنامه ی دیگر و صدا و سیما که فضای اصلی را در دهه 60 به دست داشتند متعلق به مردم و حکومت و در دست ولی فقیه بودند. که این رسانه ها حتما حق ندارند کوچکترین نظر سیاسی خودشان را در جهت گیری ها اعمال کنند، و باید به قول امام مطالبات مردم را منعکس کنند، الان جمع بندی هر کارشناس منصف رسانه ای و هر نخبه سیاسی این است که نزدیک به سه دهه است که بسیار بیشتر از این که آراء یک جناح را منعکس کند آراء جناح سیاسی دیگر را منعکس می کند و در اختیار جریان دیگر است. در مواقع انتخابات هم دیده می شود که از سال 76 به بعد عکس العمل صدا و سیما در آستانه انتخابات با چه واژگانی توصیف می شود، یا روزنامه کیهان که روزنامه حکومتی است و کاملا در اختیار جناحی است، البته روزنامه اطلاعات خوشبختانه در دوران مدیریت طولانی آقای دعایی می توان گفت مصداق بیان امام است و آن را اعمال می کند، چون روزنامه حکومتی و متعلق به ولی فقیه است و اگر چه آقای دعایی از نظر گرایش های سیاسی متعلق به جریان چپ تاریخی یا جریان اصلاح طلب است اما پیاده شدن گرایش را در روزنامه کیهان که متعلق به ایشان است نمی بینید، و این هنر و باور آقای دعایی به این است که رسانه ملی حق ندارد خارج از دایره عمومی کشور حرکت کند.

بنابراین آن چه که امروز پذیرفته شده است این است که روزنامه رسمی حکومتی یا روزنامه یک نهاد، مثلا روزنامه ایران که مربوط به دولت است، و همه روزنامه ها و رسانه ها که به نحوی به جوی منابع مالی مردم، حکومت، دولت و درآمدهای مالیاتی و نفتی مردم متصل است، به هیچ وجه حق ندارد خارج از چهارچوبی که امام تعریف کرده اند حرکت کند، یعنی این که روزنامه در اختیار چپ و راست نباشد، و باید سازکاری ایجاد کند که هر دو جناح در آن حاضر باشند.

این تجربه را ما در دوران اصلاحات در روزنامه و خبرگزاری دولت داشتیم؛ به ویژه در دولت دوم، با پژوهش های علمی که اساتید دانشگاه مسئولیت آن ها را به عهده گرفتند و دوره تقریبا چهار ساله را ارزیابی کردند، نتیجه نشان داد تفاوت حجم خبرهای جریان مرتبط با اصلاحات و جریان اصول گرایی تقریبا 4 درصد است، این نتیحه در روزنامه ای که متعلق به دولت بود و باید از دولت حمایت می کرد، به دست آمده بود و من شاهد بودم که در بسیار اتفاق می افتاد که با چهره های شاخص جریان اصول گرا تماس می گیرند و برای گفتگو حاضر نمی شوند و تصوری در ارتباط با با روزنامه ایران داشتند. یعنی اگر حاضر به مصاحبه می شدند حتما این تفاوت نبود و وزنه به نفع جریان اصول گرا بود.

اگر روزنامه ای مثل کیهان و یا صدا و سیما بتواند این تلقی را به جامعه القا کند، یعنی صدا و سیما چرخش کند و مطابق با آن چه منشور تاسیسی خودش است و قانون تاسیس صدا و سیماست و امام هم بیان کرده اند، عمل کند؛ من معتقدم در عرض 6 ماه این تصویر 30 ساله از صدا و سیما در اذهان نخبگان و کنشگران و گروه های مرجع از بین می رود، اما این طور نیست و تا به حال این طور عمل نشده و فقط گاهی در آستانه انتخابات برای ایجاد شور اجتماعی کارهایی می شود که مقطعی است، آن چه که مهم است این است که رسانه ملی در ارزیابی افکار عمومی رسانه متعلق به یک جریان نباشد، این چیزی است که اگر اجرا شود سخن امام اجرا شده است.

ضمن این که من معتقدم حتی اگر یک رسانه ی وابسته به یک جریان سیاسی که با پول حکومت و دولت و منابع مالی عمومی ارتزاق نمی کند و با منابع مالی خودش و فروش و آگهی تامین می شود، اگر چه اشکالی ندارد که جریان خاصی را دنبال کند اما او به جهت حرفه ای بودن کارش باید هر دو جریان را نمایندگی کند و این موضوع را مدیریت کند. واقعیت این است که امروز اگر بخواهم از خبرگزاری ها نام ببرم؛ مثلا فرض کند رسانه ای مثل جماران و ایلنا و ایرنا و بعضی از روزنامه های اصلاح طلب را تا حدود زیادی منعکس کننده هر دو جریان می بینم با این که روزنامه ها روزنامه های خصوصی و غیردولتی هستند. علت این که مثلا سایت جماران یا خبرگزاری کار یا خبرگزاری جمهوری اسلامی یا حتی خبرآنلاین که تا حدودی مشهور به اصول گرایی است، نسبت به حوزه های دیگر بیننده دارند این است که بالاخره دو جریان سیاسی را مد نظر دارند، یا حتی سایت خبری شفقنا که بیشتر ماموریتش را در زمینه های مسائل و تحلیل های علمی و فکری عقیدتی دنبال می کند، اگر چه مسائل سیاسی را هم بررسی می کند.

 این ها توانسته اند خودشان را نشان دهند و افکار عمومی را به سمت خودشان جلب کرده اند. رسانه های متعلق به حکومت باید دقیقا این خطی که امام نشان داده است یعنی پرهیز از گرایش به چپ و راست و اصول گرا و اصلاح طلب و انعکاس مطالبات عمومی مردم را دنبال کنند و فارغ از گرایشات سیاسی وظیفه عمومی خودشان را پیش ببرند.

جمع بین آزادی قلم و تحت تاثیر چپ و راست نبودن در عمل کمی دشوار به نظر می آید و شاید با واقعیت های امروز جامعه تطبیق نداشته باشد، این طور نیست؟

بله تا حدودی درست است، چرا که وقتی می خواهیم مفاهیم و گزاره هایی که بزرگان، به ویژه بنیان گزار جمهوری اسلامی بیان می کنند، را با واقعیت های موجود جامعه تطبیق دهیم، مسئله کمی سخت می شود.

این موضوع تا حدودی به تفاوت ادراکی امام با دیگر بزرگان جمهوری اسلامی نسبت به بعضی از مفاهیم مربوط می شود، که در عمل متجلی می شود. امام نخواستند که چپ و راست در کشور وجود نداشته باشد، همان طور که گفتم خودشان گفتند که بخشی از روحانیون از جامعه روحانیت راست انشعاب کنند و مجمع روحانیون را تشکیل دهند، پس امام طرفدار کار تشکیلاتی و حزبی هستند.

اگر امروز به عنوان کسی که از بیرون به امام و بیت امام و جریان نزدیک امام نگاه می کند، بخواهیم مصداقی نشان دهیم می توانیم بگوییم امام با تعریف آن روز بیشتر چپ بود تا راست. تفکر فلسفی، فقهی و اقتصادی امام این را نشان می داد و خیلی از مواردش نشانه های بزرگی است از این که امام مثلا در حوزه استنباط و اجتهاد مطابق با بعضی از مراجعی که امروز در کشور هستند و متصل یا متصف به جریان چپ تاریخی هستند، هم فکر بود که البته این ها شاگردان امام بودند.

همچنین وقتی تشکیلات دیوان سالاری امام را به عنوان بنیان گذار جمهوری اسلامی و موسس نظام بررسی می کنیم، می بینیم تشکیلات بسیار ساده ی عادی و سنتی با چند نفر نیرو است، اما دو عنصر اصلی تصمیم گیر در دفتر امام را می بینید که یکی مرحوم آقای توسلی است و دیگری مرحوم آقای رسولی محلاتی، که هر دو تقریبا یک میزان در دفتر قدرت دارند و میزان ارتباط و اتصالشان به امام هم یکی است و نتیجه و خروجی این می شود که هر دو جریان با دفتر امام ارتباط دارند، یعنی امام به هر دو جریان توجه دارند.

مورد دیگر این که فقهای شورای نگهبان در زمان امام، هر دو جناح را به نسبت مساوی نمایندگی می کردند. یا خاطره دیگر این که آقای شیخ محمد یزدی در همان دوران جنگ در سال های 64 یا 65 در مسجد بازار سخنرانی می کردند، جوان های تند و تیز آن روز ایشان را از منبر پایین آوردند، چون بسیاری از دیدگاه های ایشان با دیدگاه های دولتیان و اعضای هیئت دولت مخالف بود و تحت تاثیر آن باورها جوانان این کار را کردند، در این زمان امام بعد از مدت کوتاهی ایشان را به عنوان یکی از فقهای شورای نگهبان منصوب کرد، شاید اگر آن اتفاق نمی افتاد به احتمال زیاد امام این انتخاب را نمی کرد، ولی امام بنا دارد که به جامعه و جریانات سیاسی و حتی هر گروه و دسته غیررسمی اعلام کند که ممکن است گرایش های من هر چیزی باشد اما در اعمال قدرت سیاسی خودم به عنوان موسس جمهوری صرفا یک جریان را نمی بینم.

اگر این سیره امام را مرور کنیم که موارد بسیار متعددی هم در این رابطه وجود دارد، این جملات برای ما قابل فهم می شود. هر نشریه و رسانه ای در چهارچوب قانون اساسی و قانون مطبوعات و قوانین موضوعه باید فعالیت کند، که توطئه صورت نمی گیرد، البته ما سال های سال است که مشکلی در جمهوری اسلامی داریم و آن این که بسیاری از قوانین را که باید مضیق باشند موسع تفسیر می کنیم و برعکس، و بسیاری از مواقع بر اساس توهمات خودمان مسائلی را تعریف می کنیم، یعنی بر اساس توهمات چهارچوبی را تعریف می کنیم و دستگاه های ذی ربط مجبورند در این چهارچوب حرکت کنند که در آن صورت خلاف روح قانون اساسی است.

مثلا قانون اساسی به صراحت بیان کرده است که مردم، گروه های سیاسی می توانند اعتراضات مدنی خود را مسالمت آمیز و بدون حمل سلاح مشروط به این که با مقدسات و چهارچوب های کلی نظام برخورد نکند، انجام دهند، شاید اصلی از این نواندیشانه تر و دموکرات تر در قانون اساسی پیدا نشود، امروز بعد از 40 سال دولت جمهوری اسلامی خواسته این اصل را عملیاتی کند، و تفسیر کرده است و قانونی گذاشته است که 15 نقطه از کشور یا پایتخت را به عنوان محل اجتماع مشخص کرده است، که این با روح قانون سازگاری ندارد.مثلا مردم یک بخش یا کارگران، که به 300 نفر رای داده اند، و نمایندگان مردم اند و در ساختمانی به نام ساختمان مجلس جمع شده اند، و حالا می خواهند از طریق نمایندگانشان احقاق حق کنند، یا کارمندان شاغل در یک دستگاه اجرایی می خواهند جلوی دستگاه اجرایی خودشان، تجمع کنند و حقوقشان را پیگیری کنند، کدام عقل سلیمی و کدام برداشتی از این اصل قانون اساسی می گوید که من باید چند نقطه را کنترل کنم؟! مردم اعلام قبلی می کنند، و دستگاه های ذی ربط هم موظف اند همه زمینه ها را آماده کنند، از جمله که امنیت را تامین کنند، و با این همه نیروهای نظامی که در کشور است نمی توانیم بگوییم اگر جریان سیاسی خواست تجمع برپا کند، امنیت را باید خودش تامین کند.

پس این نوع تفسیر و برداشت ها که گاهی بسیار محدود و گاهی بسیار گسترده می شود، اگر نباشد به نظر من گفتن واقعیت و عدم گرایش قابل تفسیر است، به این معنا که امام می گویند واقعیت ها را بگویید، اما گرایشی را اعمال نکنید، این نکته را هم در نظر بگیرید که در زمانی که امام این صحبت را ایراد کرده اند، تلویزیون دو شبکه است و دو روزنامه حکومتی تاثیرگذار داریم و دو یا سه روزنامه دیگر داریم، از روزنامه های امروز هم که در آن دوران تاسیس شد روزنامه رسالت است که در شرایط جنگ مواضع تندی علیه دولت و تصمیمات مهندس موسوی می گرفت و مدت کوتاهی امام دستور دادند روزنامه رسالت در جبهه ها پخش نشود، اما نگفتند روزنامه رسالت توقیف شود، چون فضای جنگ و نبرد در مرزها به گونه ای است که آسیب پذیری روحی و ذهنی بالاست؛ یعنی رزمنده ای که به جبهه رفته است، اعم از سپاهی و ارتشی و بسیجی، و مشغول جنگ است از تمامیت جنگی کشور حمایت می کند و احتیاج دارد که بداند انسجام ملی در کشور و در پایتخت وجود دارد، لذا امام می گویند مدتی روزنامه رسالت در جبهه پخش نشود. اما هیچ گاه دستور توقیف و جمع آوری نمی دهد، به طوری که در دوران سی سال پس از امام این موارد انجام شده است.

بنابراین، این موارد قابل فهم و قابل جمع است، امام می گوید کسی توطئه نکند، حساسیت ایجاد نکند اما در بیان واقعیت باید روزنامه ها و صدا و سیما باید آزاد باشند که البته این موارد امروز بسیار سخت است و حکومت باید این را نشان دهد. امروز ارزیابی جامعه این است که نهادهای تاثیرگذار انتصابی و حاکمیتی متعلق به جریان سیاسی خاص هستند و جایی که مردم انتخاب می کنند، ممکن است خروجی چیز دیگری باشد. بنابراین کار سختی است اما شدنی است، و کم و بیش می بینیم که این امر در بعضی رسانه ها اتفاق می افتد ولی صدا و سیما به عنوان رسانه مادر مهم است، اگر موضع ملی و آموزشی، و موضع واقع گرایی و عدم گرایش به جریانات سیاسی را آموزش دهد، رسانه های دیگر هم تحت تاثیر آن می توانند آموزش های خوبی ببینند و همین حرکت را دنبال کنند.

با توجه به سابقه مسئولیت تان در مورد نقاط ضعف و قوت و همچنین فرصت ها و تهدیدهای پیش روی ایرنا بفرمایید.

ایرنا خبرگزاری 80 ساله ایران است، و تا آغاز دوره اصلاحات نیز تنها خبرگزاری بوده که مورد توجه افکار عمومی داخل و خارج بوده است، و اگر چه صدا و سیما بخشی به نام واحد مرکزی خبر و امروز هم به عنوان خبرگزاری صدا و سیما داشته ولی کار خبرگزاری قابل مقایسه با آن نیست. اما در دوره اصلاحات، تحت تاثیر اندیشه های دولت اصلاحات، جناب آقای خاتمی و توصیه هایی که ایشان و دولت ایشان مبنی بر این که در هر حوزه ای که دولت متولی است، چه فرهنگ چه اقتصاد، دولت متولی انحصاری نباشد و در بخش خارج از دولت هم وجود داشته باشد، موجب شد خبرگزاری های دیگری مجوز گرفتند همان طور که مثلا تاسیس بانک های خصوصی نیز انجام شد. البته قانونی که در دولت اصلاحات تصویب شد این نبود که به هر کسی با رانت دولتی مجوز تاسیس بانک داده شود. یا در حوزه رسانه که ما در خبرگزاری برای اولین بار مجوز فارس، یعنی بزرگترین یا سرسخت ترین رقیب دولت اصلاحات و جریان اصلاحات تا به امروز را صادر کردیم، و ایسنا و ایلنا و پانا و مهر هم به همین صورت بود و علاوه بر این که مجوز صادر کرد آموزش داد و تشویق به فعالیت می کرد.

در آن دوره مطالبه ای بود که جریان خبررسانی از سوی خبررسانی مادر باید تا حدودی گسترده و شفاف تر شود، آن دوران هم مصادف با آغاز دوره تحول ارتباطات و فناوری های اطلاع رسانی بود و اقتضا می کرد که خبرگزاری تحولی داشته باشد.

خبرگزاری علاوه بر خبرهایی که منتشر می شد، خطی داشت به نام خط ویژه، که اخباری بود که فقط برای مسئولین درجه یک کشور ارسال می شد، در آن دوره بیش از 70 درصد یا بیشتر از اخبار که به خاطر حساسیت هایی که القا شده بود در خط ویژه قرار می گرفت، به خط مطبوعاتی منتقل شد، یعنی در اختیار عموم مردم و رسانه های داخلی و خارجی قرار گرفت. واقعیت این است که در آن روز استدلال من این بود که چهارچوب ذهنی شکل گرفته و روز به روز تقویت شده و نگاه امنیتی به خبر بزرگترین آفت خبر است که هنوز در کل حاکمیت این نگاه وجود دارد و در دولت قبلی شاهد بودیم که طی 8 سال چه قدر محدودیت برای رسانه ها ایجاد می کردند، از شورای عالی امنیت ملی و وزارت فرهنگ و ارشاد که باید حامی توسعه مطبوعات باشد، و یا دستگاه قضایی که بسیار در این عرصه قوی حاضر شد که خبری مطرح شود و یا خبری منتشر نشود.

امروز معنا ندارد که یک شهروند ایرانی خبری را از طریق رسانه های ما مطلع نشود و از طریق رسانه های خارجی مطلع شود. خوشبختانه امروز به خاطر هجومی که فضای اطلاع رسانی عمومی داشت و به قول آقای مهندس موسوی هر نفر یک رسانه شد و امروز شعار هر شهروند یک رسانه تحقق یافته است، در دنیای ارتباطات و اطلاع رسانی امروز بسیاری از آن محدودیت ها برداشته شده است ولی بالاخره نمونه کارهایی بود که در خبرگزاری و روزنامه ایران صورت می گرفت و بسیاری از مسائل کشور را حل می کرد.

من امروز نمی توانم مصداقی عرض کنم، اما شاید با گذشت سال هایی بتوانیم مطرح کنیم، ولی خبرگزاری مسائلی را مطرح می کرد که سعی می کرد متعاقب این اطلاع رسانی مطالبه اجتماعی شکل بگیرد و دولت و نهادهایی از حکومت در برابر این مطالبه اجتماعی مجبور بودند واکنش نشان دهند و پیگیری هایی انجام دهند. از جمله استفاده از گوشت حرام در بعضی کارخانه های کالباس سازی و یا مصادف با حمله امریکا به عراق بعضی از نهادها فعل و انفعالاتی را با نهادهای خارجی انجام داده بودند که خبرگزاری این موارد را به اطلاع رساند و بعد هم به اطلاع عموم رساند و در دستور کار شورای عالی امنیت ملی قرار گرفت، که اتفاق مهمی بود. اگر خبرگزاری و روزنامه ایران نیروی اطلاعات ارسال نمی کرد شاید اتفاقاتی می افتاد که به ضرر منافع ملی ما در آن مقطع زمانی بود.

اما امروز بالاخره خبرگزاری جمهوری اسلامی و یا ایرنا به عنوان خبرگزاری مادر و یا الگو باید خود را تقویت کند. خبرگزاری در دوره 8 ساله آقای احمدی نژاد متاسفانه خیلی خیلی افت کرد، متاسفانه در آن دوره چهارچوب هایی که از دوران گذشته، و مخصوصا دوران بعد از جنگ در دولت های سازندگی و اصلاحات بنیان گزاری شده بود، از بین رفت. که دوباره با شکل گیری دولت آقای روحانی تا حدودی شکل گیری فضای بهتری را در خبرگزاری می بینیم، ولی من معتقدم خبرگزاری زمینه های بیشتری برای توسعه یافتن و الگو شدن دارد، همان طور که تا سال 84 و حتی یک سال ابتدایی ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد هیچ گاه سایر خبرگزاری ها از خبرگزاری جمهوری اسلامی جلوتر نبودند، ولی بعد به این صورت درآمد و به همان صورت ادامه دارد و امیدواریم مدیریت خوش فکری که در دولت تدبیر و امید پیدا کرده است بتواند فضاهای جدی تری را شکل دهد.

امروز هم رسانه ها باید کاربردهای متعددی را داشته باشند و تنها خبر مکتوب نیست و مولتی مدیا و رسانه های چندمنظوره جایگاه بیشتری دارد و الحمدلله خبرگزاری جمهوری اسلامی هم با راه اندازی «ایرنا تی وی» این را شکل داده است.

به هر صورت امروز در داخل و خارج از کشور مدعی زیاد است، دوره ای بود که وقتی شبکه خبری عربی الجزیره راه اندازی شد، واقعا رسانه عربی منحصر به فردی در جهان عرب و غرب بود ولی بعدها به مرور شبکه های مختلف العربیه، بی بی سی عربی، 24 عربی و المنار و المیادین راه اندازی شد و دیگر خبر از انحصار یک رسانه خارج شد و هیچ رسانه ای نمی تواند ادعا کند که اول است و تاثیرگزاری اساسی را در جهان دارد. در یک دوران سی ان ان، بی بی سی یا الجزیره رسانه تاثیرگزار در خاورمیانه بود اما امروز کسی نمی تواند بگوید میدان دار اصلی است، بلکه همه تلاش می کنند که مخاطبین بیشتری را جذب کنند و آن هم فقط با پذیرش این که جریان اطلاعات باید آزاد باشد و هیچ حد و حصری نباید برای آن گذاشت، و قوانین مخصوصا قانون اساسی و میثاق های ملی و حقوق طبیعی انسان ها این حد و مرزها را واقعی و واقع بینانه ترسیم می کند.

در پایان آروز می کنم روزی نهادهای حامی رسانه مثل وزارت ارشاد نقش بیشتری در توسعه رسانه های مختلف داشته باشند و یک روزی این نگاه توطئه گرانه به مطبوعات و رسانه ها که هنوز بسیاری در این کشور به آن معتقدند و روزنامه و سایت های خبری مختلف را به عنوان کانون بیگانگان و کانون نفوذ جاسوسان تلقی می کنند، اصلاح شود و این تفکر متوهمانه از کشور برداشته شود و رسانه ها بتوانند فعالیت بهتری را در عرصه اطلاع رسانی داشته باشند.

  تعداد بازديدها: 74
   


 



این مطلب از نشانی زیر دریافت شده است:
http://fajr57.ir/?id=80540
تمامي حقوق براي هیئت انصارالخميني محفوظ است.